اصل اطلاق (اصالة الاطلاق):

مطلق لفظی است که هیچ قیدی ندارد در نتیجه شامل همۀ قیود می‏شود مثلاً عالِم، مطلق است حال عالم شامل عالم زن ، مرد، پسر جوان و... می‏شود.

اصالة الاطلاق جايی بکار می‏رود که متکلم یك لفظ مطلقی را بیان نموده است. حال شک می‏کنیم آیا این لفظ قیدی دارد یا خیر؟ بر طبق اصالة الاطلاق می‏گويیم قیدی ندارد. مثلاً  آیه‏ای وجود دارد به این مضمون «احلّ‌الله البیع». لفظ البیع مطلق است یعنی هر بیعی حلال است. حال فقها شک کردند آیا منظور، بیع با صیغه عربی است یا هر بیعی با هر زبانی را شامل می‏شود. طبق اصالة الاطلاق، منظور هر بیعی است به هر زبان که باشد اهمیتی ندارد (چه انگلیسی باشد چه عربی...).

نکته: فرق عام و مطلق چيست؟ در عام تأکید بر روی افراد است ولی در مطلق تأکید روی عوارض و حالات است. 

اصل عدم تقدیر:

یک جمله داریم که بر فرض، شارع بیان نموده است (خدا، پیغمبر، ائمه) ولی ظاهر جمله بی معناست. در اینجا یک راه به ذهن می‏آید که اگر لفظی از خودمان در جمله بگذاریم جمله با معنی می‏گردد که بدان تقدیر یا در تقدیر گرفتن می‏گویند. برای اینکه معنای جمله کامل بشود باید لفظی در تقدیر بگیریم و به اصطلاح بگوییم این لفظ ازجمله افتاده است.

مثلاً در جملۀ "واسئل القریه" از روستا سؤال کن. برای اینکه اين جمله دارای معنی شود ما با اضافه کردن کلمة اهل به این جمله معنای آن را کامل می‏کنیم یعنی واسئل اهل القریه از مردم روستا سؤال کن یا در جمله "حرمت الیکم امهاتکم" حرام شد بر شما مادرانتان. کلمۀ نکاح را باید در تقدیر بگیریم یعنی ازدواج با مادرانتان بر شما حرام شد.

اصل عدم تقدیر جايی است که متکلم یک جمله گفته است. حال ما شک می‏کنیم آیا لفظی در تقدیر بگیریم یا نه؟ اصل بر این است که نباید لفظی را در تقدیر بگیریم.

در جملات بالا که ما الفاظ را در تقدیر گرفتیم علتش این بود که شک نداشتیم و اصل عدم تقدیر جايی است که ما شک داریم.