تعارض

هر گاه دو يا چند دليل متعادل در برابر يكديگر قرار گيرند به طوريكه عرفاً نتوان آنها را جمع كرد و يكي ناسخ ديگري نباشد، در اين صورت تعارض محقق است. حكم تعارض عقلاً تساقط است.

نكته: دو دليل متعارض نمي‌توانند:

1- هر دو قطعي باشند زيرا دو قطع متعارض حاصل نمي‌شود.

2- يا يكي قطعي باشد زيرا تعارض يك دليل قطعي با غيرقطعي، تعارض حجت لاحجت است.

3- يا هر دو ظني با ظن شخصي باشند زيرا دو ظن شخصي متعارض براي شخص حاصل نمي‌شود.

نكته: تعارض ظاهري قابل رفع است اما تعارض واقعي نه زيرا تعارض واقعي يعني قانونگذار و شارع نتواند مدلول هر دو دليل را بخواهد. مثلاً در يك مورد حكم به شلاق دهد، در مورد ديگر خلاف همان مورد قبلی، حکم بر عدم شلاق دهد. بعضي اساتيد حقوقي قائلند مواد 212 و 213 قانون مدني متعارضند. در يك ماده، معامله با محجورين غيرنافذ و در ماده دیگر، باطل است.

مراحل رفع تعارض ظاهري

تعارض ظاهري را مي‌توان از راه تزاحم، تخصيص، تخصص، ورود، حكومت يا جمع عرفي برطرف كرد.

1- تزاحم

هر گاه دو حكم براي يكديگر زحمت و مزاحمتي فراهم نمايند كه نتوان به هر دو عمل كرد اين وضع را تزاحم گويند. در صورتيكه يكي نسبت به ديگري مهم‌تر باشد آن مقدم است و گرنه مكلف مخير است.

2 -تخصيص

بيرون بردن فرد يا افرادي از حكمي كه براي همه افراد عام گفته شده است.

3- تخصص

عبارت است از اينكه موضوعي واقعاً از عام خارج باشد. اصطلاحاً خروج موضوعي دارند.(قضات تحقیق در ماده 3 آیین دادرسی مدنی)

4- ورود

عبارت است از اينكه موضوعي واقعاً از عموم خارج نباشد ولي قانون آن را خارج دانسته باشد يا برعكس، موضوعي واقعاً از عموم خارج باشد ولي قانون آن را داخل دانسته باشد.

5- حكومت

عبارت است از بيرون بردي فردي از حكمي كه براي موضوعي صادر شده مانند حكومت قاعده­ی لاضرر بر قاعده­ی تسليط(مواد 132 و 30 قانون مدنی). قاعده­ی لاضرر مقدم بر قاعده­ی تسلیط است.

6- جمع عرفي

يعني تا آنجا كه ممكن باشد جمع ميان دو يا چند دليل متعارض و به كار بستن آنها بهتر ازطرح و دور انداختن يكي يا هر دوي آن‌هاست.

نکاتی در مورد "الجمع مهما امکن أولی من الطرح"

1- منظور از جمع، جمع عرفي است و به تعبير برخي بزرگان جمع مقبول كه در برابر آن جمع تبرئي به كار مي‌رود كه مورد قبول نمي‌باشد.

2- منظور از أولي، در اين قضيه يعني اگر آن را پذيرفتيم لازم و واجب است بر وفق آن عمل كنيم اما در فقه، اولي يعني مستحب.

فرق تعارض با تزاحم

1- تعارض در دو دليل است ولي تزاحم در دو حكم (تعارض دليلين و تزاحم حكمين).

2- تعارض در مرحله قانونگذاري است(از ناحيه مقنن) ولي تزاحم در مرحله اجراي حكم(از ناحيه مكلف).

مواد 212 و 213 قانون مدنی نمونه ای از تعارض است و تکلیف در پرداخت نفقه به والدین یا فرزندان نمونه ای از تزاحم.

موارد کاربرد جمع

در تعارض ظاهري بين عام و خاص و بين مطلق و مقيد، تقدم نص بر ظاهر، تقدم اظهر بر ظاهرو هر گاه قدر متيقني خارج از دلالت لفظي در بين باشد.

مثال تزاحم: اگر وکیل دادگستری برای روز و ساعت معین به دادگاه دعوت شود، موقعیت مزبور از نوع تزاحم است یا اینکه شخصی زوجه و پدر فقیری دارد که باید مخارج هردو را مطابق مادتین 1206 و 1200 ق.مدنی بپردازد ولی تنها مخارج یک نفر را دارد. این موقعیت از نوع تزاحم است.

مرجحات

منظور از مرجحات چيزهايي است كه دليلي را بر دليل ديگر برتري و ترجيح مي‌دهد و تعارض را از بين مي‌برد و اين بر سه گونه است:

1- شهرت: اجمالاً شهرت روایي موجب ترجيح روايتي بر روايت ديگر مي‌باشد.

2- موافقت داشتن با قرآن: اگر خبري با ظاهر قرآن موافق نباشد يا مخالف باشد آنكه با ظاهر قرآن موافق است بر ديگري مرجح و برتر است.

3- مخالف مذاهب اهل سنت: هر گاه از دو خبر متعارض يكي با مذاهب اهل سنت موافق و خبر ديگري با آن مخالف باشد، خبر مخالف مذاهب اهل سنت مرجح است به علت اينكه در مورد خبر موافق احتمال تقيه مي‌رود و اين احتمال در ديگری منتفي است.