اشتباه 

  • قاعده: اشتباه علي القاعده در صحت عقد تأثيري ندارد مگر در موارد ذيل كه فقط و فقط باعث بطلان عقد است:
  • 1- اشتباه در نوع عقد – يا ماهيت عقد (م.194)

سؤال كانون  ← مثال: الف به ب ايجاب بيع مي‌دهد، ب قبول هبه مي‌كند، معامه باطل است.

  • 2- اشتباه در موضوع عقد يا مورد معامله (م. 194) (با وحدت ملاك از م. 194)

مثال: اتومبيلم را فروختم 10 ميليون تومان طرف مي‌گويد خانه‌ات را خريدم 100 ميليون تومان.

  • 3- اشتباه در اوصاف اساسي يا اشتباه در اوصاف جوهري يا اشتباه در ذات مورد معامله يا اشتباه در وصف جانشين ذات يا اشتباه در ماهيت مورد معامله يا اشتباه در خود موضوع معامله: خود موضوع معامله چيست؟ عبارتست از آن وصفي كه طرفين بخاطر آن معامله مي‌كنند، در صورت نبود هرگز تن به اين معامله نمي‌دادند. مثل عتيقه بودن گلدان.

نكته: اشتباه در اوصاف اساسي مطلقاً با اشتباه در اوصاف مهم متفاوت است.

مادة 200 ← عدم نفوذ در اشتباه در خود موضوع معامله ←

عدم نفوذ:

  1. غيرنافذ: عقديست كه صحيح است ولي نفوذ ندارد يعني يا بايد تنفيذ شود يا رد شود.
  2. باطل: عقدي كه صحيح نيست (م 353)

بالاخره منظور از كلمه عدم نفوذ در مادة 200 چيست؟

براي جواب به اين سؤال بايد بگوييم اصلاً خود موضوع معامله چيست؟ ما قبول داريم كه وقتي خانمي وارد جواهر فروشي مي‌شود، اصلاً قصد انشايش اينست كه طلا و جواهر بخرد، اگر دستبند طلا نبود يعني مورد معامله از جنس مورد نظر ما نيست، يعني قبول كرديم كه جنس مورد معامله يكي از مصاديق اوصاف اساسي يا خود موضوع معامله است.

از طرف ديگر جستجو كرديم، ديديم كه در بيع يك ماده راجع به اشتباه در جنس، حكم به بطلان عقد را داده است (مادة 353)

پس با اطمينان مي‌گويي منظور از كلمة عدم نفوذ در مادة 200 همان بطلان مادة 353 است، زيرا اشتباه در جنس يعني اشتباه در اوصاف اساسي، يعني اشتباه در قصد.

ولي موضوع نيز به اين سادگي نيست، ممكن است در تستها به شما بگويند، شخصي يك گوني برنج خريد به شرط اينكه برنج طارم باشد، بعداً فهميد اشتباه كرده و برنج، برنج گلستان است آيا باز هم به مادة 200 فكر مي‌كنيد، با اين كه كلمة شرط را مي‌بينيد؟ مطمئن باشيد هر جا فسخي شرط شود ولي آن شرط موجود نباشد، شما اشتباه نكرده‌ايد بلكه مشروط عليه به تعهد (شرط) خود عمل نكرده است. همچنين در بحث شروط خواهيم خواند اگر شرط صفت محقق نشود، مشروط له حق فسخ دارد يعني عقد صحيح است.

پس اصلاً بحث شرط ربطي به اشتباه ندارد. از حرفهاي فوق، نتايج ذيل را مي‌گيريم:

  1. اشتباه در اوصاف اساسي، چه مشروط و چه غيرمشروط باعث بطلان عقد است؛
  2. اوصاف اساسي اگر فقط در تصورات ما هم باشد، بعد متوجه شويم كه اشتباه كرده‌ايم، عقد باطل است؛
  3. اوصاف معمولي، اگر در قلمرو تراضي افراد وارد شده باشند، بعد از آنها تخلف شود، عقد صحيح است و قابل فسخ. مثال ← اتومبيل پژوي تو را خريدم به شرط اينكه نقره‌اي رنگ باشد. اگر اتومبيل غير از اين رنگ باشد عقد صحيح اما به تبع شرط قابل فسخ است. اما اوصاف معمولي اگر در قلمرو تراضي نيايد يعني شرط نشود صرفاً تصور فرد باشد، اشتباه در آن هيچ تأثيري در صحت عقد نداشته و عقد غيرقابل فسخ است.

نكته: شروط صفت يا صريح اند ← مثلاً اين فرش را خريدم به شرط اينكه بافت تبريز باشد.

يا ممكن است بصورت شرط ضمني باشند ← فرشي از مغازه عظيم زاده خريداري كردم. (فرش تبريز دارد).

  1. اشتباه در شخصيت طف در عقودي كه در شخصيت علت عمده عقد باشد، (م.201)