ماده 225- ديون و حقوقي كه به عهدة متوفي است بعد از هزينة كفن و دفن و تجهيز متوفي و ساير هزينه‌هاي ضروري از قبيل هزينة حفظ و ادارة تركه بايد از تركه داده شود.

ماده 226- ورثه ملزم نيستند غير از تركه چيزي به بستانكاران بدهند و اگر تركه براي اداء تمام ديون كافي نباشد تركه مابين تمام بستانكاران به نسبت طلب آنها تقسيم مي‌شود مگر اينكه آن را بدون شرط قبول كرده باشند كه در اين صورت مطابق مادة 246 مسئول خواهند بود. در موقع تقسيم ديوني كه به موجب قوانين داراي حق تقدم و رجحان هستند رعايت خواهد شد. بستانكاران زير هريك به ترتيب حق تقدم بر ديگران دارند :

طبقه اول

الف- حقوق خدمة خانه براي مدت سال آخر قبل از فوت

ب- حقوق خدمتگذاران بنگاه متوفي براي مدت شش ماه قبل از فوت

ج- دستمزد كارگراني كه روزانه يا هفتگي مزد مي‌گيرند براي مدت سه ماه قبل از فوت.

 

طبقه دوم

طلب اشخاصي كه مال آنها به عنوان ولايت يا قيمومت تحت اداره متوفي بوده نسبت به ميزاني كه متوفي از جهت ولايت و يا قيمومت مديون شده است.

اين نوع طلب در صورتي داراي حق تقدم خواهد بود كه موت در دورة‌ قيمومت يا ولايت و يا در ظرف يك سال بعد از آن واقع شده باشد.

 

طبقه سوم

طلب پزشك و داروفروش و مطالابتي كه به مصرف مداواي متوفي و خانواده‌اش در ظرف سال قبل از فوت رسيده است.

 

طبقه چهارم

الف- نفقة زن مطابق مادة‌1206 قانون مدني.

ب- مهرية زن تا ميزان ده هزار ريال.

 

طبقه پنجم

ساير بستانكاران.

 

ماده 227- اگرچيزي از تركه در مقابل ديني رهن باشد مرتهن نسبت به مال مرهون بر ساير بستانكاران مقدم است و اگر بهاي مال مرهون از طلب مرتهن زايد باشد مقدار زايد مابين بستانكاران تقسيم مي‌شود و اگر كمتر باشد مرتهن نسبت به باقي‌ماندة طلب خود مانند ساير بستانكاران خواهد بود.

ماده 228- ورثه مي‌توانند ديون را از تركه يا از مال خود ادا نمايند.

ماده 229- تصرفات ورثه در تركه از قبيل فروش و صلح و هبه و غيره نافذ نيست مگر بعد از اجازة بستانكاران و يا اداء ديون.

ماده 230- ورثه در مقابل بستانكاران ضامن نقص يا تلف تركه نيستند مگر اينكه نقص يا تلف مستند به تقصير آنها باشد.

ماده 231- ديون مؤجل متوفي بعد از فوت حال مي‌شود.

ماده 232- دعوي بر ميت اعم از دين يا عين بايد به طرفيت ورثه و يا نمايندة قانوني آنها اقامه شود هرچند تركه در يد وراث نباشد ليكن مادامي كه تركه به دست آنها نرسيده است مسئول اداء ديون نخواهند بود.

ماده 233- اثبات دعوي به طرفيت بعضي از ورثه نسبت به سهم همان بعض مؤثر است و وراث ديگر كه طرف دعوي نبوده مي‌تواند بر حكمي كه به طرفيت بعضي از ورثه صادر شده اعتراض نمايد.

ماده 234- ورثه مي‌توانند براي اثبات طلب يا حقي براي متوفي اقامة دعوي كنند هرچند بعد از ثبوت حق چيزي عايد آنها نشود مثل اينكه دين متوفي مستغرق تركة او باشد.

ماده 235- بستانكار از متوفي نيز در صورتي كه تركه به مقدار كافي براي اداء دين در يد ورثه نباشد، مي‌تواند بر كسي كه او را مديون متوفي مي‌داند يا مدعي است كه مالي از تركة متوفي در يد اوست اقامة دعوي كند.

ماده 236- در مورد مادة قبل اگر طلب از متوفي محرز نباشد مدعي بايد طلب خود را از متوفي به طرفيت ورثه اثبات و پس از آن دعوي خود را بر كسي كه مديون متوفي يا مالي از متوفي نزد او مي‌داند، اقامه كند و مي‌تواند بر هر دو در يك دادخواست اقامة دعوي نمايد.

ماده 237-در مواردي كه براي اداء ديون متوفي وصي معين شده است اثبات دين به طرفيت وصي و ورثه خواهد شد.

ماده 238- در مورد تركة متوفاي بلاوارث كه مدير تركه معين مي‌شود اثبات دين به طرفيت مدير تركه مي‌گردد.

ماده 239- در دعاوي راجع به عين، طرف دعوي كسي است كه عين در دست اوست خواه وارث باشد يا غير وارث، مگر اينكه آن كس مقر باشد كه عين جزو تركه است در اين صورت مدعي بايد براي اثبات ادعاي خود بر تمام ورثه اقامة دعوي نمايد.

ماده 240 ورثة متوفي مي‌توانند تركه را قبول كرده كه ديون متوفي را بپردازند و يا تركه را واگذار و رد كنند كه به بستانكاران داده شود و نيز مي‌توانند قبول يا رد خود را منوط به تحرير تركه نمايند و پس از تحرير تركه ديون و تركه را مطابق صورت تحرير قبول يا رد نمايند و يا تصفية تركه را از دادگاه بخواهند.

ماده 241-قيم محجور و امين غائب نمي‌توانند تركه و ديون را به طور مطلق قبول نمايند ولي مي‌توانند مطابق صورت تحرير تركه قبول كنند.