تعريف حق: توانايي و امتيازي كه قانون به اشخاص مي‌دهد تا بتواند نيازهاي روزمره خود را برآورده سازند.

كلاً حق بر دو دسته است:

  • مالي: هدف آنها تأمين نيازهاي مالي است مثل حق مالكيت
  • غيرمالي: هدف آنها تأمين نيازهاي غير مالي و عاطفي مثل حق زوجيت

تفاوت حقوق مالي و غير مالي:

  1. حقوق مالي قابل ارزيابي و تقويم و تبديل به پول هستند.

حقوق غير مالي قابل ارزيابي و تقويم و تبديل به پول نيستند.

  1. حقوق مالي قابل اسقاط هستند.

حقوق غير مالي قابل اسقاط نيستند.

  1. حقوق مالي اصولاً قابل نقل و انتقال هستند.

* حق شفعه قابل نقل و انتقال ارادي نيست ولي قابل نقل و انتقال قهري هست.

* ايجاب و قبول قابل نقل و انتقال نيست.

* خيارات اصولاً قابل نقل و انتقال قهري هستند مگر در مورد خيار مجلس، خيار شرط به قيد مباشرت ماده 446 و خيار شخص ثالث ماده 447

  1. حقوق مالي از سوي شبانكاران قابل بازداشت است.

حقوق غير مالي از سوي شبانكاران قابل بازداشت نيست.

نكته: گاهي اتفاق مي‌افتد كه حقوق مالي و غيرمالي با يكديگر مرتبط باشند و در ميان آنها تداخل صورت گيرد. مثل حقوق خانواده مثل زوجيت و توارث بين زوجين مثل حق نبوت و حق نفعه پدر، مثل حق مولف داراي دو جنبه مالي و غيرمالي است.

اقسام حقوق مالي يا حقوق داخل در دارايي: 1- عيني  2- تبعي

حق عيني: حقي است كه به طور مستقيم و بي واسطه نسبت به يك شيء اعمال مي‌شود.

حق عيني:

  • اصلي يا مستقل: دارنده حق مي‌تواند به طور مستقل از شيء كامل يا ناقص استفاده كند.
  • تبعي يا وابسته: حق عيني وابسته به چيزي مثل دين، يعني عين معين به عنوان وثيقه يك دين نزد طلبكار قرار مي‌گيرد.

حق ديني يا حق شخصي: حقي است كه شخص روي شخص ديگر دارد يعني همان رابطه طلبكار و بدهكار است كه به موجب آن طلبكار مي‌تواند انجام كاري را از بدهكار مطالبه كند.

تفاوت دو حق عيني اصلي و تبعي:

  1. در حق عيني اصلي منافع به دارنده حق عيني تعلق دارد و يا حداقل حق استفاده از آن را دارد. بر خلاف حق عيني تبعي.
  2. حق عيني اصلي حقي است مستقل و قائم به ذات است برخلاف حق عيني تبعي كه با دادن دين از بين مي‌رود اقسام حق عيني در ماده 29 ق.م

موضوع مالكيت: 1- عين 2- منفعت

  1. مالكيت: كاملترين حق عيني اصلي است. ماده 30 ق.م «هر مالكي نسبت به مالكيت خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردي كه قانون استثناء كرده باشد.» اين قاعده در حقوق ايران اصل تسلط ناميده مي‌شود كه در صورت تزاحم دو اصل تسليط و اما ضرر، اصل لا ضرر حكومت دارد.

نمونه سوال: كدام يك از موارد ذيل حق عيني اصلي است؟

الف) مالكيت عين

ب) مالكيت منافع

ج) مالكيت حق انتفاع

د) هر سه مورد

  1. حق انتفاع: حقي كه شخصي بر عين ديگري دارد تا از منافع آن استفاده كند. ماده 40.

تفاوت مالكيت منفعت و حق انتفاع:

در مالكيت منفعت ذرات منفعت در ملكيت مالك منفعت ايجاد مي‌شود مثل مستاجر.

در ملكيت منافع، دو مالك داريم: 1- عين 2- منفعت

اما در حق انتفاع مال داراي يك مالك است و ديگري منتفع مي باشد در اين تأسيس ذرات منفعت در ملكيت مالك عين ايجاد مي‌شود نه در ملكيت منتفع.

مثال: مستاجر در هنگام انقضاي عقد اجاره مي‌تواند ميوه‌هاي باغ را بچيند و با خود ببرد ولي صاحب حق انتفاع فقط حق استفاده دارد، نه حق تملك منافع (حاشيه 4 ماده 51)

  1. حق ارتفاق «ماده 93»

حقي است كه شخص در ملك ديگري دارد. در واقع يك نوع حق انتفاع است.

موضوع حق انتفاع ← عين

مفاد ← بهره برداري و استفاده

حق انتفاع عام است. ولي حق ارتفاع خاص است. زيرا:

  1. در حق ارتفاع هميشه عين بايد مال غيرمنقول باشد اما موضوع حق انتفاع هم مي‌تواند عين منقول باشد ماده 46 هم عين غيرمنقول
  2. در حق ارتفاق هميشه 2 مال غيرمنقول داريم يكي ملك اصلي و ديگري ملك مجري اما در حق انتفاع فقط يك مال داريم.

 

  1. تحجير «ماده 142»

تحجير يعني شروع به آباداني. مثل ديواركشي و محصور كردن زمين

در واقع هر اقدامي كه به تناسب هدف احياء كننده در ديد عرف مقدمه رسيدن به آن است تحجير نام دارد.

نكته: عمل فوق در صورتي تحجير محسوب مي‌شود كه كار احياي اصلي را به دنبال داشته باشد بنابراين اگر تحجير كننده وسط كار آن را رها سازد تحجير نيست. ايقاعي است مشروط به احياء (ماده 143)

نكته: حفر چاه و حتي رسيدن به آب به تنهايي كافي براي احياي زمين نيست ولي سبب تملك آب مباح مي‌شود (ماده 160 ق.م)

نكته: در اثر تحجير شخص مالك زمين نمي‌شود بلكه در اثر احياء مالك مي‌شود. تحجير كننده فقط صاحب حق تقدم يا اولويت مي‌شود.

موضوع حق تحجير: عين غيرمنقول (زمين) است.

مفاد حق تحجير: ايجاد اولويت در تملك زمين است.

  1. حق شفعه: ماده 808 حق تملك سهم شريك توسط شفيع است.

* هرگاه هال غير منقولي بين 2 نفر مشترك باشد و يكي از شركا سهم خود را كلاً يا جراً به ثالثي بفروشد شريك ديگر حق شفعه دارد يعني مي‌تواند ثمن را به مشتري مسترد كرده و حصا فروخته شده را تملك كند. ماده 808

موضوع حق شفعه: عين غير منقول (زمين) است. پس حق عيني است.

مفاد حق شفعه: تملك سهم فروخته شده توسط شفيع يعني صاحب حق شفعه است.

  1. حق عيني تبعي يا حق وثيقه يا وثيقه عيني: 1- عيني 2- شخصي

وثيقه عيني عبارت است از اين كه عين مالي طلب طلبكار را تضمين كند. مثل عين مرهونه

وثيقه شخصي يعني يك شخص طلب را تضمين كند. در قانون مدني 3 عقد حواله (ماده 727)، ضمان (ماده 684)، كفالت (ماده 734)

وثيقه شخصي هستند. (در حواله محال عليه وثيقه است، در ضمان ضامن وثيقه است و در تفالت كفيل وثيقه است)

موضوع حق عيني تبعي: عين است.

مفاد و ماهيت آن مالكيت طلبكار نيست، انتفاع هم نيست بلكه طلبكار بايد مثل امين رفتار كند (ماده 789) تا سر رسيد طلبش، اگر بدهكار دينش را اداء كرد طلبكار بايد مال را پس بدهد ولي اگر پس نداد دائن حق دارد تقاضاي فروش مال را از مقام صالح بكند.

نكته: وثيقه عيني بر سه قسم است:

  • قراردادي
  • قضايي
  • قانوني يا قهري
  1. وثيقه قراردادي مثل عقد رهن ماده 771

مديون با انعقاد قرارداد مال خود را نزد طلبكار به عنوان وثيقه قرار مي‌دهد.

  1. وثيقه قضايي: مديون با ميل خودش مالش را به طلبكار نمي‌دهد بلكه از طريق مقامات صالح مال بدهكار توقيف مي‌شود ← قرار تامين خواسته.
  2. وثيقه قانوني يا قهري ماده 948

مهم: مطابق ماده 946 زوجه از زمين ارث نمي‌برد. از عين بنا و درخت هم ارث نمي‌برد. بلكه از قيمت آنها ارث مي‌برد. اين طلب داراي وثيقه‌اي است كه در ماده 948 آمده است يعني عين نبا و درخت وثيقه طلب زده هستند.

نكته: وثيقه عيني از آن رو حق عيني تبعي است كه اولاً به تبع دين است يعني تا ديني نباشد وثيقه نيز بوجود نمي‌آيد ثانياً به محض اينكه دين از بين برود حق عيني يعني وثيقه نيز از بين مي‌رود.

حق ديني يا شخصي:

گفته سد حق ديني حقي است در برابر و نسبت به شخص ديگري پيدا مي‌كند و به موجب آن مي‌تواند از ديگري خواستار كاري شود.

 3 عنصر دارد:          1- دائن يا طلبكار

                             2- مديون يا بدهكار

                             3- دين يا تعهد از طرف بدهكار و طلب از طر طلبكار