یعنی جمله شرطیه یعنی جمله ای که از سه جزء ادات شرط، فعل شرط و جزای شرط (جواب شرط) تشکیل شده باشد. مثلاً اگر در مسابقه برنده شوی، جایزه می گیری.

پس باید اینگونه بپرسیم که آیا جمله شرطیه مفهوم دارد یا خیر؟ (آیا مفهوم جملة شرطیه حجّت است؟).

در پاسخ باید گفت بیشتر اصولیین معتقدند که مفهوم جملة شرطیه حجّت است و دلیل آنها چند چیز است که مهمترین آنها تبادر است. منظور از تبادر، چنانکه در حقیقت و مجاز گذشت، فهم عرفی است یعنی عرفاً از جمله شرطیه فهمیده می شود که منظور متکلّم از جمله شرطیه این است که در صورت وجود شرط، جزا بر آن مترتب است و در صورت عدم شرط، جزا نیز معدوم و منتفی خواهد بود.

مثلاً ماده 105 ق.م.آ.د.کيفري چنین است: «... و اگر لازم باشد محل را قفل و مهر و موم کرده نظارت آن را به پلیس یا مستحفظ مخصوص بسپارد» مفهوم این جمله این است که در صورت عدم لزوم، باز پرس حق ندارد محل را قفل و مهر و موم نماید.

نکته: منظور از جمله شرطیه این نیست که لزوماً حرف شرط «اگر» در ابتدای جمله باشد بلکه هر کلمه یا کلماتی که مفید شرطیت باشد همین وضع را خواهد داشت مانند هرگاه، چنانچه و در صورتی که. مثال دیگر ماده 833 ق.مدني در مورد تصرف و ورثه در موصی به، بند دوم آن: «.... اگر تأخیر این اعلام موجب تضرر ورثه باشد، حاکم موصی له را مجبور می کند که تصمیم خود را معین نماید».

نکته: باید توجه داشت که هر گاه شرط وجود موضوع را تشکیل دهد نمی تواند مفهوم داشته باشد زیرا در این صورت قضیه سالبه به انتفاء موضوع می شود. مانند اينكه اگر شما در امتحان شرکت کنید من ورقه‌تان را تصحیح می کنم. اگر دانشجو باشید تعطیلی میان ترم خواهید داشت و مانند اینها.

نکته: برای اینکه جلمه شرط مفهوم داشته باشد سه فاکتور لازم است:

1- ملازمه بین فعل شرط و جزای شرط یعنی فعل شرط و جزای شرط با هم ارتباط داشته باشند. مثلاً قضیة اگر فردا هوا خوب باشد من به مسافرت می روم. به این نوع از قضایا، قضایای اتفاقیه گفته می‌شود.

2- فعل شرط، علت جزای شرط باشد مثلاً اگر بذر بکاریم و به آن آب دهیم گیاه می روید.

3- فعل شرط علت منحصر باشد یعنی تنها علت باشد و اگر علت منحصر نباشد جمله شرطیه مفهوم نخواهد داشت. مثلاً اگر خورشید طلوع کند، روز می شود. در اینجا تنها علت روز، طلوع خورشید است. مثال دیگر: اگر در زمستان آتش روشن کنی گرمتان می شود این جمله مفهوم ندارد چون می توان با لباس گرم یا شوفاژ گرمای لازمه را بدست آورد یعنی تنها علت گرما، روشن کردن آتش نمی باشد.