دسته‏بندی کلی احکام:

در یک دسته‏بندی کلی می‏توان احکام را به شرح ذیل تقسیم نمود:

1- از حیث اعلام حق سابق یا تأسیس وضعیت جدید می‏توان احکام را به احکام اعلامی و تأسیسی تقسیم نمود.

2- از حیث اطلاع واقعی خوانده از جریان دادرسی یا عدم اطلاع وی می‏توان حکم را به حضوری و غیابی تقسیم نمود.

3- از حیث قابلیت شکایت عادی ماهوی می‏توان حکم را به قطعی و غیر قطعی تقسیم نمود.

4- از حیث قابلیت فرجام می‏توان حکم را به نهایی و غیر نهایی تقسیم نمود.

5- از حیث قابلیت اجرا می‏توان حکم را به لازم الاجرا و غیر لازم الاجرا تقسیم نمود.

1- حکم اعلامی:

منظور حکمی است که دادگاه با صدور آن حکم معمولاً وضعیت حقوقی جدیدی را اعلام نمی‏نماید بلکه وضعیتی که در سابق وجود داشته را احراز و اعلام می‏کند مثل این که دعوایی مبنی بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغی در دادگاه مطرح شده باشد. در این صورت دادگاه با صدور این حکم بدهکاری خوانده را در قبال خواهان اعلام می‏نماید اما در حکم تأسیسی دادگاه وضعیت حقوقی جدیدی را احراز و بیان می‏کند. مثل حکمی که به دلیل توقف تاجر، مبني بر ورشکستگی او صادر می‏نماید.

ماده 303) حكم دادگاه حضوري است مگر اين كه خوانده يا وكيل يا قائم مقام يا نماينده قانوني وي در هيچ يك از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور كتبي نيز دفاع ننموده باشد و يا اخطاريه ابلاغ واقعي نشده باشد.

2- حکم غیابی:

با لحاظ ماده 303 قانون آيين‌دادرسي مدني حکم دادگاه وقتی غیابی است که: 1) خوانده یا وکیل یا نماینده او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده. 2) به طور کتبی نیز دفاع ننموده؛ 3) اخطاریه به او ابلاغ واقعی نشده باشد. با جمع این سه شرط حکم دادگاه غیابی است و در سایر موارد حکم دادگاه حضوری قلمداد می‏گردد اما این موارد که گفته شد در موردی هست که خوانده واحد باشد و همچنین باید توجه داشت دادگاه در صورتی می‏تواند مبادرت به صدور حکم غیابی کند که ابلاغ مطابق مقررات قانونی به طور صحیح انجام شده باشد زیرا در غیر این صورت تشکیل جلسه دادرسی ممنوع می‏باشد.

نکات مهم در خصوص حکم غیابی:

1- غیابی بودن مختص به احکام دادگاه است. در مورد قرار دادگاه بحث غیابی یا حضوری بودن مطرح نمی‏باشد یعنی قرار در هیچ صورتی غیابی نیست و تمام قرارها حضوری می‏باشند.

2- اصل بر آنست که حکم دادگاه حضوری است. بنابراین برای غیابی قلمداد نمودن حکم سه شرط فوق باید جمع باشد و اگر در موارد استثنایی تردید پیش آید که آیا حکم دادگاه حضوری است یا غیابی به اصل مراجعه می‏کنیم و آن حضوری بودن حکم است.

3- حکم غیابی بر اساس وضعیت خوانده مورد بررسی قرار می‏گیرد. نسبت به خواهان دعوی همیشه حکم دادگاه حضوری خواهد بود.

4- اگر خوانده دعوی حتی در یک جلسه حاضر شود باید حکم را حضوری قلمداد نمود.

5- اگر خوانده دعوی فقط یک بار دفاع کتبی نموده باشد باز در این صورت باید آن را حضوری قلمداد نمود.

6- اگر دادخواست به خوانده ابلاغ واقعی شده باشد در هر حال حکم حضوری قلمداد می‏شود خواه خوانده در جلسات حاضر بشود یا خیر. خواه خوانده کتباً لایحه بفرستد یا نفرستد.

3- حکم قطعی و غیر قطعی:

حکم قطعی حکمی است که نه قابل واخواهی باشد و نه تجدید نظر، بنابراین تمام احکام حضوری در دعاوی مالی که خواسته آن کمتر از سه میلیون ریال است قطعی و همچنین است تمام احکام حضوری صادره از دادگاه تجدید نظر. همچنین اگر حکم قابل واخواهی یا تجدید نظر بوده اما محکوم علیه بر حسب مورد واخواهی یا تجدید نظر نکند حکم قطعی خواهد بود.

4- حکم نهایی و غیر نهایی:

حکم نهایی قابل فرجام در ديوان عالي كشور نیست. بنابراین حکمی که در ديوان عالی کشور ابرام گردیده نهایی است زیرا مجدداً قابل فرجام نیست. همچنین است حکمی كه از دادگاه بدوی یا تجدید نظر صادر شده و قطعی گردیده و قابل فرجام در ديوان عالي كشور نباشد.

نکته: اگر حکمی قابل فرجام باشد اما در مهلت مقرر محکوم علیه نسبت به آن درخواست فرجام ننماید نهایی محسوب می‏شود.

5- حکم لازم الاجرا و غیر لازم الاجرا:

حکم لازم الاجرا حکمی است که اگر محکوم علیه بدان عمل نکند مأمورین اجرای احکام با بکارگیری نیروی انتظامی به درخواست محکوم له مفاد آن را به محکوم علیه تحمیل می‏نمایند. به بیان دیگر احکامی که غیر لازم الاجرا هستند در صورتی اجرا می‏شوند که محکوم علیه تمایل داشته باشد.

برای مثال: احکام قطعی اصولاً لازم الاجرا هستند بنابراین در این موارد حکم به طور قهری می‏تواند اجرا شود (با اجبار). اما استثنائاً در مواردی قانونگذار حکم غیر قطعی را نيز لازم‌الاجرا دانسته مثل حکم رفع تصرف عدوانی.