The words and legal expressions
الف - معانی لغات ذیل در کدام گزینه صحیح است ؟
۱۵۱- "Consideration" :
الف) بررسی کردن ب) معوض ج) عوض د) معاوضه
۱۵۲- "Restitution integrum" :
الف) عقد باطل ب) اعاده به وضع سابق
ج) تشریفات سند رسمی د) آثار عقد قابل فسخ
۱۵۳- " Transaction " :
الف) معامله ب) تنظیم سند ج) مذاکرۀ قراردادی د) نقل و انتقال
۱۵۴- " Bill of exchange " :
الف) مبادله ب) برات ج) سند قرارداد د) سفته
۱۵۵- "Privity of contract" :
الف) اصل لزوم قراردادها ب) اصل نسبی بودن قراردادها
ج) اصل صحت قراردادها د) اصل لازم الوفا بودن قراردادها
۱۵۶- " Quantum meruit " :
الف) اجرت المسمی ب) اجرت ج) اجرت المثل د) اجاره
ب – مترادف لغات ذیل در کدام گزینه صحیح است ؟
۱۵۷- Litigation :
- a) to bring an action b) misrepresentation
- c) compensation d) Limitation
۱۵۸- Assent :
- a) essence b) accord c) consent d) merger
۱۵۹- Uberimae fidei :
- a) of the utmost faith b) undue influence
- c) ultra vires d) deception
۱۶۰- Revoke :
- a) reject b) withdraw c) accept d) avoid
ج – معادل لغات ذیل در کدام گزینه صحیح است ؟
الف) معانی لغات ذیل در کدام گزینه آمده است ؟
۱۶۱- Disputes :
الف) جدالها ب) امارات ج) عناوین دعوا د) حلّ و فصل دعاوی
۱۶۲- Conflicting :
الف) متخاصم ب) متعارض ج) مؤسس د) مجاز
۱۶۳- Tribunal :
الف) محاکمه کردن ب) طرح دعوا ج) غیبت از محاکمه د) دادگاه
۱۶۴- Jus Cogens :
الف) قواعد آمره ب) قضات صالح ج) دادرسی غیابی د) دادگاههای صالح
۱۶۵- Contiguous Zone :
الف) دریای سرزمینی ب) منطقۀ مجاور ج) فلات قاره د) خلیج تاریخی
۱۶۶- Neutral :
الف) متخاصم ب) بی هدف ج) بی طرف د) میانه رو
۱۶۷- Land- Locked :
الف) دریای سرزمینی ب) دولت ساحلی ج) آبهای آزاد د) محصور در خشکی
۱۶۸- Hot Pursuit :
الف) تعقیب فوری ب) حقِّ بازرسی ج) عبور بی ضرر د) تعلیق موقت
۱۶۹- Sanitary :
الف) جنگی ب) مالی ج) گمرکی د) بهداشتی
۱۷۰- Infringement :
الف) نقض ب) تعارض ج) تزاحم قانون د) سکوت قانون
۱۷۱- Hamper :
الف) ممانعت کردن ب) محدود کردن ج) اجازه دادن د) معاف کردن
۱۷۲- Temporarily Suspend :
الف) عبور بی ضرر ب) تعلیق موقت ج) ممنوعیت موقت د) عبور موقت
ب) معادل لغات ذیل در کدام گزینه آمده است ؟
۱۷۳- متخاصم :
الف) aliens ب) unauthorized ج) belligrant د) inconsistency
۱۷۴- تحمیل کردن :
الف) compose ب) impose ج) comply د) codify
۱۷۵ – سرزمین :
الف) wide ب) Zone ج) tide د) territory
۱۷۶- دزد دریایی :
الف) pirate ب) piracy ج) pursuit د) slave
۱۷۷- آبهای آزاد :
الف) common Heritage ب) seabed
ج) high Seas د) free Zone
۱۷۸- مصونیت :
الف) immunity ب) sanitary ج) emerge د) resembling
۱۷۹- اصلاح کردن :
الف) imply ب) modify ج) regulate د) codify
۱۸۰- عدالت :
الف) Juristic ب) rough ج) Justice د) contesting
۱۸۱- متمدن :
الف) permissive ب) civilized ج) adjacent د) extended
۱۸۲- غارت :
الف) detention ب) erected ج) depredation د) installation
ج) مترادف لغات ذیل در کدام گزینه آمده است ؟
۱۸۳- Treaty :
الف) contract ب) agreement ج) convention د) regulation
۱۸۴- Jus Cagens :
الف) conclusion ب) peremptory ج) straight د) broadly
۱۸۵- Contiguous :
الف) head Land ب) adjacent ج) maritime د) innocent
۱۸۶- abettor :
الف) accpmplice ب) principal ج) accessory د) victime
۱۸۷- arrest :
الف) apprehention ب) caturel ج) warrant د) all of them
۱۸۸-juristic person :
الف) artificial ب) lawyer ج) judge د) Jury
۱۸۹- crime :
الف) offendor ب) offence ج) offencive د) official
۱۹۰- danages :
الف) redress ب) relief ج) remedy د) all of them
۱۹۱- alteration :
الف) rectification ب) codifiction ج) change د) novation
۱۹۲- void :
الف) effect ب) null ج) rescision د) destitute
۱۹۳- deed :
الف) formal document ب) instrument
ج) specialty contract د) indentre
۱۹۴- alien :
الف) belligrent ب) enemy ج) foreigner د) national
۱۹۵- repudiation :
الف) cancellation ب) rescision ج) voidable د) option
۱۹۶- Larceny :
الف) burglary ب) theft ج) detention د) riot
۱۹۷- misuse :
الف) waist ب) deface ج) conceal د) abuse
۱۹۸- enforcement :
الف)tender ب) performance ج) discharge د) release
۱۹۹- enactment :
الف) the stature ب) fulfillment ج) regulation د) constitution
۲۰۰- rebut :
الف) reject ب) neglect ج) delete د) access
پاسخنامه:
۱۵۱- Consideration به معنای عوض است.
۱۵۱٫c
۱۵۲- Restitution integrum به معنای اعاده به وضع سابق است.
۱۵۲٫b
۱۵۳- Transaction به معنای معامله است.
۱۵۳٫a
۱۵۴- Bill of exchange به معنای برات است.
۱۵۴٫b
۱۵۵- Privity of contract به معنای اصل نسبی بودن قراردادها است.
۱۵۵٫b
۱۵۶- Quantum meruit به معنای اجرت المثل است.
۱۵۶٫c
۱۵۷- Litigation به معنای اقامه دعوی است. ب)تدلیس، ج)جبران خسارت و د)محدود کردن است.
۱۵۷٫a
۱۵۸- Assent به معنای رضایت است. الف) اساس و ماهیت،ب)توافق و د)ادغام است.
۱۵۸٫c
۱۵۹- Uberimae fidei ( لاتین است) به معنای قراردادهای با حداکثر حسن نیت است. ب)اعمال نفوذ ناروا، ج)خارج از حدود اختیارات قانونی و د)خدعه و فریب است.
۱۵۹٫a
۱۶۰- revoke به معنای استراد و رد ایجاب است. الف) رد کردن، ج) قبول کردن و د) اجتناب کردن است.
۱۶۰٫b
۱۶۱- Disputes به معنای جدالها و دعاوی است.
۱۶۱٫a
۱۶۲- Conflicting به معنای متعارض است.
۱۶۲٫b
۱۶۳- Tribunal به معنای محکمه و دادگاه است.
۱۶۳٫d
۱۶۴- Jus cogens به معنای قواعد آمره است.
۱۶۴٫a
۱۶۵- zone Contiguous به معنای منطقه مجاور است.
۱۶۵٫b
۱۶۶- neutral به معنای بی طرف است.
۱۶۶٫c
۱۶۷- Land locked به معنای محصور در خشکی است.
۱۶۷٫d
۱۶۸- Hot pursuit به معنای تعقیب فوری است.
۱۶۸٫a
۱۶۹- Sanitary به معنای بهداشتی است.
۱۶۹٫d
۱۷۰- infringement به معنای نقض است.
۱۷۰٫a
۱۷۱- Hamper به معنای ممانعت کردن است.
۱۷۱٫a
۱۷۲- Temporarily suspend به معنای تعلیق موقت است.
۱۷۲٫b
۱۷۳- الف) بیگانگان، ب) غیر مجاز و د) ناهمگونی است.
۱۷۳٫c
۱۷۴- الف) ترکیب کردن، ج) مطابقت کردن، د) تدوین کردن است.
۱۷۴٫b
۱۷۵- الف)وسیع ، ب) منطقه و ج) جزر است.
۱۷۵٫d
۱۷۶- ب) دزدی دریایی، ج) تعقیب و د) برده است.
۱۷۶٫a
۱۷۷- الف) میراث مشترک، ب) بستر دریا و د) منطقه آزاد است.
۱۷۷٫c
۱۷۸- ب) بهداشتی، ج) ظاهر شدن و د) شباهت است.
۱۷۸٫a
۱۷۹- الف) دلالت کردن به طور ضمنی، ج) منظم کردن و د) تدوین کردن است.
۱۷۹٫b
۱۸۰- الف) حقوقی، ب) خشک و خشن و د) متنازع است.
۱۸۰٫c
۱۸۱- الف) مجاز، ج) مجاور و د) موسع و گسترده است.
۱۸۱٫b
۱۸۲- الف) توقیف، ب) نصب شده و د) تأسیس است.
۱۸۲٫c
۱۸۳- Treaty به معنای معاهده است. الف) عقد، ب) توافق و د) قانون و قاعده است.
۱۸۳٫c
۱۸۴- Jus cagens به معنای قاعده آمره است. الف) انعقاد، ج) مستقیم و د) به نحو گسترده و وسیع است.
۱۸۴٫b
۱۸۵- adjacent به معنای مجاور است. الف) دماغه، ج) دریایی و د) بی گناه و بیتقصیر است.
۱۸۵٫b
۱۸۶- abettor به معنای معاون است. الف) شریک، ب) مباشر و د) مجنی علیه است.
۱۸۶٫c
۱۸۷- همه گزینهها به معنای دستگیری و بازداشت است.
۱۸۷٫d
۱۸۸- Juristic person به معنای شخص حقوقی (مصنوعی) است. ب) حقوقدان، ج)قاضی و د) هیأت منصفه است.
۱۸۸٫a
۱۸۹- crime به معنای جرم است. الف) مجرم، ج) مجرمانه و د) رسمی است.
۱۸۹٫b
۱۹۰- همه گزینهها به معنای جبران خسارت است.
۱۹۰٫d
۱۹۱- alteration به معنای تغییر و تحول است. الف) اصلاح سند، ب) تدوین کردن و د) تبدیل تعهد است.
۱۹۱٫c
۱۹۲- void به معنای باطل است. الف) اثر، ج) فسخ تشریفاتی و د) فاقد و خالی است.
۱۹۲٫b
۱۹۳- deed به معنای سند رسمی است. ب) سند، ج) عقد تشریفاتی و د) سند چند طرفه است.
۱۹۳٫a
۱۹۴- alien به معنای بیگانه است. الف) متخاصم، ب) دشمن، د) ملی است.
۱۹۴٫c
۱۹۵- repudiation به معنای فسخ است. ب) فسخ تشریفاتی، ج)قابل فسخ ود) خیار است.
۱۹۵٫a
۱۹۶- Larceny به معنای سرقت ساده است. الف) ورود به عنف، ج) توقیف و د)آشوب و شورش است.
۱۹۶٫b
۱۹۷- misuse به معنای سوء استفاده است. الف) هدر کردن، ب) مخدوش کردن، ج)کتمان کردن است.
۱۹۷٫d
۱۹۸- enforcement به معنای اجرا کردن است. الف) مناقصه، ج) از بین بردن قرارداد و د) ابراء کردن است.
۱۹۸٫b
۱۹۹- enactment به معنای وضع قانون است. الف) قانون موضوعه، ب)ایفای تعهد و د) تأسیس کردن است.
۱۹۹٫c
۲۰۰- rebut به معنای رد کردن است. ب) نادیده گرفتن، ج) حذف کردن و د)ملحق کردن است.
۲۰۰٫a
تماس با موسسه