تصویر ثابت

نفرات برتر
۹۵ سه شنبه ۲۱ اردیبهشت

هستی و حیات عالم، زاییده‌ی عشق است و آفرینش را هیچ دلیلی بالاتر از محبت پروردگار به بندگانش نیست.

و آن را که پای در راه عشق می‌گذارد از جان فشانی چه باکی خواهد بود؟ که جان شیرین، زاییده‌ی عشق است و سزاوار است که زاده‌ی عشق تنها در راه عشق قربانی شود.

و خداوند حسین علیه السلام را آفرید… تا هستی والاترین نغمه‌ی عشق را بسراید.

چه کسی جز حسین می‌توانست عشق را در بندگی و بندگی را در گذشت و گذشت را با عشق تا والاترین منزل برساند؟

چه کسی جز حسین می‌توانست این‌چنین قلب‌ها را با غربتش بلرزاند و چشم‌ها را از داغ خویش بباراند؟ تا هر قطره اشک، بهایی باشد بر رهایی از آتش دوزخ. خدایا! چه معنای والایی دارد عشق…

و مگر نه اینکه نوح وار کشتی نجات خویش را فراسوی بشریت گشوده است تا این انسان سرگردان را به ساحل آسودگی و یقین و سکون  برساند، آن کشتی که وسیع تر است و سریع تر به ساحل می‌رساند.

و در پهنای تاریخ جاودان، این خون حسین است که در رگ‌های حقیقت به جوش می‌آید؛ آری… این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.

خداوند حسین را آفرید تا انسان بداند که تا کجا می توان بالا رفت؛ خداوند حسین را آفرید تا پیش از ایمان، به آدمی آزادگی بیاموزد.

وقتی حیات تفسیر داستان جاودانه‌ی عشق است… مگر می‌شود بدون حسین زندگی کرد؟!

زندگی بی‌حسین چیزی نیست جز کالبدی بی روح که هنوز شور حیات در آن ندمیده‌اند.

مولای من!

زمین تا ابد، همان سرزمین موعودی است که به یارانت فرمودی در آن فرود بیایند.

و زمان تکرار مداوم آن دهمین روزی است که بندگی را با تمام رازهای پنهانی‌اش به تصویر کشیدی.

و من هماره صدای غربتت را از حنجره‌ی خونین روزگار می‌شنوم: هل من ناصر ینصرنی؟

و هماره شکوه استقامتت را می‌یابم، در تفسیر ایمان مردی که هیچ گاه تسلیم نشد.

و من هماره تو را در به جست‌وجو می‌ایستم، در لحظه لحظه‌های زندگی ام… در تمام ندبه های دلتنگی‌ام: این الحسن این الحسین؟ این اولاد الحسین؟ این الطالب بدم المقتول بکربلا؟
و او خواهد آمد…

ای حقیقت رحمت الواسعه!

من در روز میلاد تو نیز خواهم گریست… چرا که اشک زلال ترین نشانه است از قلبی که به عشق حسین می تپد



به کانال طرح نوین در تلگرام بپیوندید
نظرات کاربران

*حاصل جمع و تفریق اعداد روبه رو را وارد نمایید.7 + 2 ؟