تصویر ثابت

نفرات برتر
۹۵ چهارشنبه ۰۱ اردیبهشت

‘علی سلطانی گردفرامرزی’ استاد و پژوهشگر ادبیات، در گفت و گو با ایرنا به جنبه های مختلف آثار سعدی پرداخت و آنها را از نظر گستردگی مفاهیم و موصوعات کاربردی در زندگی، بی نظیر دانست.

این استاد ادبیات درباره ویژگی هایی که سعدی را به شخصیتی برجسته در ادبیات ایران تبدیل می کند، گفت: ما اگر شاعران ایرانی را از قرن چهارم بررسی کنیم، خواهیم دید که سروده های اغلب آنها تک بُعدی است. برای مثال، منوچهری و عنصری مداح هستند. اگر هم درباره طبیعت شعر می گویند، این مقدمه ای است برای اینکه مدح پادشاه را آغاز کنند. در این دوره، البته افرادی مثل ناصرخسرو هم هستند که به دلیل سفرهای زیاد ذهن گسترده تری دارند. می دانید که ناصرخسرو تا مصر رفت و حتی تغییر مذهب داد و شیعه شد و برگشت.
وی افزود: اکنون بیایید به دوره ای که شاعران ما عارف می شوند؛ مثلا ‘سنایی’ از نظر محتوای آثار، یک بعد دارد و آن هم در عرفان است. ‘عطار’ نیز همین گونه است. یا حتی ‘مولوی’ با وجود گستردگی آثار، بیشتر بر همان عرفان تمرکز دارد. ‘حافظ’ اهمیت فراوانی در ادبیات ما دارد و دلیل جذابیت شعرهایش هم این است که خواننده می تواند اصطلاح ها و سروده های او را به صورت های مختلف تعبیر کند و البته طنزهای حافظ در ادبیات بی نظیر است.
سلطانی سپس در مقام قیاس گفت: تجربه های سعدی، بر ادبیات او نیز اثر گذاشته است. سعدی پدری باسواد داشت که در شغل دیوانی بود و سعدی نیز هم در بوستان و هم در گلستان اشاره کرده که پدرش به او بسیار کمک کرده است. بعد هم می دانید که در دوران او، در شیراز زد و خوردهایی بود و او برای تحصیل به مدرسه نظامیه بغداد رفت که بهترین مدرسه در زمان خود بود.
این استاد ادبیات، با تاکید بر تاثیری که سفر بر گستردگی مفاهیم ادبی در آثار شیخ اجل دارد، گفت: سعدی بعد از بغداد، تا آفریقا و آسیای میانه سفر کرد. بخش هایی از گلستان و بوستان، تجربه هایی است که در سفر کسب شده است. برای مثال می گوید در بعلبک برای نماز می رفتم و پاهایم برهنه بود؛ کفش نداشتم و ناراحت بودم. کنار مسجد دیدم کسی پا ندارد. ‘خدا را سپاس گفتم و بر بی کفشی، صبر کردم’. یا مثلا سعدی در طرابلس بود و پادشاهی از او نظر خواست و او گفت عدالت کن که قدرت ماندنی نیست. شما توجه کنید سفرهای سعدی حدود ۳۰ یا ۳۵ سال طول کشید و این، تجربه هایی گرانبها برای او به همراه داشت. بنابراین، گستردگی که در آثار سعدی هست، در هیچ شاعر و نویسنده ای نیست.
وی درباره نقش گلستان در ادبیات منثور گفت: البته ظاهرا شروع چنین کاری، با ‘مقامات حمیدی’ اثر ‘قاضی حمیدالدین بلخی’ بود و ‘نوشته مسجع’ که قبلا هم بود و ‘خواجه عبدالله’ شروع کرده بود. ‘کلیله و دمنه’ و ‘مرزبان نامه’ هم آثار منثور هستند. اما گلستان سعدی انگار برآیند همه اینهاست. شما نگاه کنید، داستان های کلیله دمنه بسیار دشوار است، زیرا نثر فنی دارد. به علاوه چون تمثیل از زبان حیوانات است، درک آن برای غیرادبیان آسان نیست. در مقابل، گلستان سعدی هشت باب دارد و تمام مطالب مهم زندگی به نثری بسیار زیبا گفته شده است. حتی درباره خدا و دین و معرف، هیچ متن ادبی به زیبایی دیباچه گلستان نداریم.
این استاد ادبیات درباره تفاوت گلستان و بوستان گفت: گلستان ترسیم زندگی واقعی است. گاهی هم در گلستان نقدهایی برای بهتر شدن زندگی داریم. مثلا خاطره ای می گوید که در کودکی دست در لانه پرنده ای کرد؛ پرنده به انگشت او نوک زد و زخم شد. پدر لبخندی زد و گفت ‘وطن داری آموز از ماکیان’. اما بوستان نمی خواهد بگوید چه هست؛ بلکه می خواهد بر آنچه که باید باشد و بر ایده آل ها تاکید کند. سعدی این کار را هم به گونه ای تحسین برانگیز انجام داده است. وقتی می گویند ‘مدینه فاضله سعدیه’ واقعا حقیقت دارد.
‘سلطانی’ درباره غزل های سعدی و تفاوت آن با حافظ گفت: درست است که در غزل های سعدی عشق عرفانی کمتر دیده می شود، اما از نظر وسعت غزل و زبان بیان، سعدی نمونه است. محورهای غزل حافظ، عشق و عرفان و گاه طنز، است. حافظ نقدهای اجتماعی فراوانی هم به زبان طنز دارد. همچنین آرایه های به کار رفته در غزل حافظ، برای مردم قابل تعبیر و تفسیر است.
این استاد ادبیات درباره قصیده های سعدی یادآور شد: سعدی در قصیده هایش هم جنبه های اخلاقی و معرفتی را فراموش نمی کند. مثلا در قصیده ‘بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار، خوش بُوَد دامن صحرا و تماشای بهار’، بهار را بسیار زیبا توصیف می کند، اما در پایان می گوید ‘هرکه امروز نبیند اثر قدرت او، غالب آنست که فرداش نبیند دیدار’ و تاکید می کند که اینها همه زیبایی های آفریده خداست. یا حتی در برخی قصیده های مدحی هم شما می بینید که سعدی در واقع دارد پادشاه را نصیحت می کند.
علی سلطانی گردفرامرزی به کسانی که دانش بالای ادبیات ندارند، اما می خواهند آثار سعدی را بخوانند، پیشنهاد کرد کار را با خواندنِ گلستان آغاز کنند؛ زیرا گلستان، هم زیباست و هم به جز چند بخش، آرایه های سنگین ادبی ندارد که درک آن دشوار باشد. همچنین گلستان درس زندگی می دهد. افراد در هر شغل و هر فنی که باشند، گلستان مناسب حال آنهاست. اما اگر کسی سواد ادبی و مقداری دانش عرفانی داشته باشد، خواندن بوستان نیز برایش آسان می شود.



به کانال طرح نوین در تلگرام بپیوندید
نظرات کاربران

*حاصل جمع و تفریق اعداد روبه رو را وارد نمایید.6 + 4 ؟