تصویر ثابت

نفرات برتر
آخرين بروزرساني :۱۱ اسفند ۹۴ ساعت ۰۸:۰۳
۹۴ دوشنبه ۱۰ اسفند

هر چند این استقلال با تصویب قانون نحوه اخذ پروانه وکالت به جهات مختلف مخدوش شد و هر چند تصویب ماده ۱۸۷ قانون برنامه سوم توسعه عملاً این نهاد مستقل را در معرض اضمحلال قرار داد و هر چند آئین نامۀ اجرائیِ فراتر از قانونِ لایحۀ استقلال بر آن است که تیر خلاص را بر پیکر مجروح این نهاد دیرپا بزند و هر چند هر از چند گاهی کسانی – داسته یا ندانسته – تیرهای تهمت و بهتان را به سویش رها می کنند ، اما این شیر زخمی – به همت اعضایش – هنوز پیکر سنگینش رابر پاهای لرزانش ایستاده نگه داشته و می غرّد و حرکات دستانش که معاندین و دشمنان را تهدید می کند برای ایشان خوفناک و ترساننده است .
اگر وجود این نهاد ناشی از ضرورتی اجتماعی هست – که هست – اگر سیر قهری آن از وابستگی به حکومت به جانب استقلال بوده – که بوده – اگر این سیر تکامل قهری را عقلای زمان درک کرده و تقویت کرده اند – که کرده اند – اگر یکی از حقوقی که به موجب قانون اساسی برای مردم ایران مقرر شده « حق دفاع » است – که امیدواریم چنین باشد – اگر این حق به وسیله کسان و سازمانهائی اعمال و تأمین می شود که برای آنها استاندارد های جهانی وجود دارد – که دارد – اگر کانونهای وکلای ایران به دور از سیاست و سیاست بازی ، بر آن بوده و هستند که باتأمین حق دفاع مردم با رعایت استاندارد های بین المللی ، با وجود همه تضییقات و یورشهایی که علیه آنها وجود دارد ، بدون تحمیل دیناری هزینه به خزانه مملکت ، اعتبار قوه قضاییه ایران را افزایش دهند – که واقعیت جز این نیست – آیا آنچه بر وکلا و کانونهایشان می رود تأثر انگیز و شگفت آور نیست ؟!
گواهان آنچه وکلای دادگستری در انقلاب کردند و نقشی که در پیش برد و پیروزی انقلاب داشتند هنوز زنده اند ، هنوز پژواک غرّش وکلا در محاکمات دانشجوئی ۱۳۵۷ در سرسراها و تالارهای کاخ دادگستری طنین انداز است ، هنوز صدای گریه فرزندان خردسال همافران زندانی که در آغوش مادرانشان به کانون وکلا در کاخ دادگستری ، پناه آورده بودند گوش شنوندگان را آزار می دهد و دلشان را به درد می آورد ، هنوز خاطره حضور شبانه روزی و نگهبانی دادن وکلا در کانون برای حمایت از این خانواده های پناهنده در اذهان زنده است ، گوئی دیروز بود . پس از دیروز تا امروز چه شده است و کانونهای وکلا و وکلا چه کرده اند که به باد افره آن دچار گشته اند ؟! و اینگونه به آنها جفا می شود ؟
اینکه کانون وکلا می توانست پناهگاه ستمدیدگان باشد ، اینکه وکلا می توانستند در صحن دادگاه ، بی محابا به طاغوت بتازند و از دانشجویان زندانی دفاع کنند و شجاعانه به نقد عملکرد دولت و حکومت و دستگاه سلطنت بپردازند ، ناشی از استقلال کانون بود .

این استقلال به اعضا سرایت داشت و این امکان را ایجاد کرده بود که وکلا بدون ترس از « ردّ صلاحیت » و « ابطال پروانه » و  « ممنوع شدن از وکالت » ، آنچه را که حق می دانند بگویند و از هر که مظلومش می پنداشتند دفاع کنند و بیم این را نداشته باشند که اگر داوطلب عضویت هیأت مدیره کانون شدند ، صلاحیتشان تأئید نشود و یا به اتهام اشاعه اکاذیب ، تبلیغ علیه نظام ، توهین به مقامات تحت تعقیب قرار گیرند و زندانی شوند .

فراموش نکنیم که موکلین این وکلا دانشجویانی بودند که اتهامشان اغتشاش و آتش زدن بانکها و تخریب اموال و امثال اینها بود . بگذریم که اعلامیه هاوانا    ( مصوب سازمان ملل ) که همانند و همفکر انگاری وکیل با موکل را منع کرده است ، حدود ده سال پس از پیروزی انقلاب تصویب شد (۱۹۹۰) ، لذا این همانند انگاری – هر چند قبول عقل نبود و نیست – در آن روزگار بیشتر از امروز محتمل و ممکن بود .فاعتبروا یا اولوالابصار
گذشته از اینها مگر نه این است که بدنه اصلی کانون وکلا از دانش آموختگان جوان سی سال اخیر تشکیل شده ؟ مگر نه اینست که گروه عظیمی از ایثارگران ، نظامیان ، کارمندان ، قضات و . . . که همگی پرورش یافتگان در دوران جمهوری اسلامی هستند به این صنف پیوسته اند ؟ مگر نه اینست که نسل وکلایی همچون بنده در حال انقراض است و ، اگر وجود ایشان مزاحم باشد ، عامل زمان این مزاحمت را به زودی مرتفع خواهد کرد ؟

پس باید بپذیریم که همین وکلای پرورش یافته در دامان جمهوری اسلامی و برخاسته از ارگانها و تشکیلات نظام هستند – که به لحاظ آگاهی از استانداردها و مقتضیات بین المللی حرفۀ خود و پی بردن به عظمت و قداستی که این استانداردها به شغلشان  می دهد و تأثیری که حضورشان در صورت رعایت این مقتضیات ، در تأمین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی دارد – خواهان استقلال کانون و استقلال وکیل هستند .

این وضعیت نگاهی دوباره را ، از سوی کسانی که این استقلال را بر نمی تابند و بر مسندهای قدرت هم تکیه زده اند ، نسبت به موضوع ، می طلبد شاید وجود کانون وکلا و وکلای مستقل – در تحلیل نهایی و با دورنگری – به نفع خود آنها نیز باشد .

انتخابات جهت گزینش هیأت مدیره چنین نهادی ، با توجه به شرایط زمانی و مکانی ، اهمیتی بسیار فراتر از انتخابات یک صنف دارد .

وکلای دادگستری در حیطه مشاغل مربوط به علوم انسانی – بنا بر اصل – هوشمندترینها ، فرهیخته ترینها و مبارزترین ها را در میان خود دارند .

اینکه انتخابات این صنف چگونه برگزار و چه کسانی با چه ویژگیهائی برگزیده می شوند و اینکه میزان علاقه اعضای صنف به این رویداد و حضورشان در آن چقدر است ، صرفاً نشاندهنده ویژگیهای یک صنف و اعضای آن نیست ، بلکه می تواند مبنای قیاس برای ارزیابی کل اجتماع  ، در یک مقطع تاریخی خاص ، قرار گیرد .

باید منتظر ماند و دید وکلای دادگستری در پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ چه خواهند کرد ، تا چه حد در صحنه حضور خواهند داشت و چه کسانی را بر خواهند گزید ؟

اینکه برگزیدگان یک قوم چگونه مشق دموکراسی می کنند ، می تواند نشانه ای باشد از اینکه سایر افراد آن قوم در این مسیر کجا ایستاده اند .



به کانال طرح نوین در تلگرام بپیوندید
نظرات کاربران

*حاصل جمع و تفریق اعداد روبه رو را وارد نمایید.7 + 5 ؟