تصویر ثابت

نفرات برتر
۹۳ پنج شنبه ۲۸ اسفند

 

 

نکته ۹۱: شبهه‌ی محصوره: اگرمورد شبهه متعدد بوده ولی دچار شدن در آن عادتا ًممکن باشد به آن شبهه‌ی محصوره گویند. در شبهه‌ی محصوره، احتیاط واجب است.

شبهه‌ی غیرمحصوره: اگر مورد شبهه به قدری زیاد باشدکه دچارشدن به تمام آنها عادتاً و عرفاً ممکن نباشد به آن شبهه‌ی غیرمحصوره می گویند . در شبهه‌ی غیرمحصوره، احتیاط واجب نیست.

اقل و اکثرارتباطی: اگرمکلف به مردد بین دو چیز باشدکه یکی کمتر و دیگری بیشتر است و هر دو با هم مرتبط باشند می گویند بین اقل و اکثر ارتباطی تردید وجود دارد. در اقل و اکثر ارتباطی، اصل احتیاط جاری می شود.

اقل و اکثر استقلالی: در این نوع از تردید هیچ ارتباطی میان طرفین اقل واکثر نیست . در اقل و اکثراستقلالی، اصل احتیاط نسبت به اقل اجراشده و نسبت به اکثر اصل برائت جاری می شود.

نکته ۹۲: اصل استصحاب نیز از جمله دیگر مباحث اصول عملیه است. تعریف اصل استصحاب: ابقا ماکان یعنی حکم به بقای آنچه موجود  بوده که از اصول محرزه فقهی نیز می باشد.استصحاب اصل است نه اماره.

عناصر استصحاب:۱٫یقین به سابق ۲٫شک لاحق ۳٫وحدت بین موضوع متیقن و مشکوک ۴٫تقدم زمان متیقن برمشکوک ۵٫تعدد زمان متقین و مشکوک ۶٫وحدت زمان شک و یقین ۷٫فعلیت یقین و شک.

نکته ۹۳: دلایل حجت استصحاب: ۱٫اجماع ۲٫استقراء ۳٫بناء عقلا ۴٫دلیل عقل ۵٫روایات.

اقسام استصحاب از جهت مستصحب: الف.وجودی و عدمی ب.حکمی و موضوعی.

اقسام استصحاب ازجهت یقین سابق: ۱٫استصحاب حکم عقل ۲٫استصحاب حکم شرع .

اقسام استصحاب ازجهت منشاء شک لاحق:۱٫شک در مقتضی ۲٫شک در وجود رافع ۳٫شک در رافعیت موجود.

 

نکته ۹۴: استصحاب وجودی: عبارت است از اینکه وجود چیزی که قبلاً مسلم بوده مورد تردید قرارگیرد و آن را موجود فرض کنند.

استصحاب عدمی: عبارت است از اینکه عدم چیزی که در سابق محرز و مسلم بوده وجود آن در زمان بعد مورد تردید قرار گیرد.

استصحاب حکمی: عبارت است از اینکه حکم قضیه ای مورد تردید قرار گیرد در حالی که سابقاً آن حکم مسلم و مقطوع بوده است.دراینجاباید حکم وجوب استصحاب شود. استصحاب حکمی خود بردو قسم است: ۱٫تکلیفی ۲٫وضعی

استصحاب موضوعی: عبارت است از اینکه موضوع قضیه ای مورد تردید و استصحاب قرار گیرد.

استصحاب حکم عقل: در این نوع از استصحاب چیزی که مورد استصحاب قرار می گیرد قبلاً بوسیله‌ی حکم عقل ثابت شده است.

استصحاب حکم شرع: در این نوع از استصحاب چیزی که مورد استصحاب قرار می گیرد قبلاً بوسیله‌ی حکم شرع ثابت شده است.

استصحاب بواسطه‌ی شک در مقتضی: اگر در وجود مقتضی شک کردیم آن را می توانیم استصحاب کنیم.

استصحاب بواسطه‌ی شک در وجود رافع: درجایی است که اساساً نمی دانیم که رافعی بوجود آمده است یا نه ولی در تأثیر آن تردید داریم.

استصحاب در شک در رافعیت موجود: در جایی است که بعد از احراز قابلیت بقاء مستصحب چیزی بوجود آمده است اما نمی دانیم که آن چیز رافع است یا نه.

استصحاب کلی: استصحاب یک مفهوم که بتواند دارای افراد معتددی باشد مانند استصحاب ملکیت در عقود معاطاتی.

استصحاب جزیی: استصحاب یک فرد خاص مانند استصحاب وجود غایب مفقود الاثر.

اقسام استصحاب جزئی:۱٫استصحاب فردمعین ۲٫استصحاب فرد مردد.

اقسام استصحاب کلی:۱٫کلی نوع اول ۲٫کلی نوع دوم ۳٫کلی نوع سوم.

استصحاب کلی نوع اول: گاهی اوقات کلی را استصحاب می کنیم چون احتمال می دهیم فردی دیگر به همراه فرد متیقن وجود داشته که هرچند فرد متیقن اکنون به طور یقینی از بین رفته است اما دلیلی برای از بین رفتن فرد محتمل موجود نداریم (استصحاب در اینجا قطعی است).

 استصحاب کلی نوع دوم: گاهی کلی را استصحاب می کنیم چون احتمال دارد که همزمان با از بین رفتن فردی که وجودش مسلم بوده فرد دیگر که مفهوم کلی آن فرد را  در برمی گیرد جایگزین آن شده باشد.استصحاب در اینجا قطعی است.

استصحاب کلی نوع سوم: گاهی کلی را استصحاب می کنیم چون احتمال دارد فردی که وجودش قوی و مسلم بوده تبدیل به فردی ضعیف شده باشد.استصحاب در اینجا انجام نمی شود.

استصحاب زمانی: منظور از استصحاب زمانی، اموری هستند که به تدریج و به مرور زمان حاصل می شوند اما استقرار ندارند مثل سخن گفتن، نوشتن و ….بدیهی است در سخن گفتن تا متکلم از بیان کلمه ای فارغ نشود نمی تواند کلمه‌ی دیگری را به زبان آورد، پس استصحاب در این امور اختلافی است ولی مشهور این نوع از استصحاب را می پذیرند.

استصحاب تعلیقی: استصحاب چیزی است که بالفعل درآنِ سابق موجود نبوده بلکه وجودش معلق و مشروط به تحقق چیزی است مثل مالکیت مال الرهانه درعقد.این استصحاب به نظر اکثر اصولیون حجت نیست

نکته ۹۵: مستصحب: چیزی است که استصحاب می شود.

مقتضی: قابلیت و استعداد بقای مستصحب.

رافع: چیزی که جلوی تأثیرمستصحب و قابلیت استمرار آن را می گیرد.

نکته ۹۶: در تعارض استصحاب با احتیاط: استصحاب مقدم است زیرا محل اصل احتیاط، شک در مکلف به است و با اجرای اصل استصحاب شکی باقی نمی ماند تا اصل احتیاط جاری شود.

نکته ۹۷: در تعارض استصحاب با تخییر: استصحاب مقدم است زیرا محل اجرای اصل تخییر جایی است که در تکلیف تردید و تخییر وجود داشته باشد و با اجرای استصحاب تخییر از بین می رود.

نکته ۹۸: درتعارض استصحاب با استصحاب دیگر: این حالت به دوصورت تصورپذیراست:

الف.تعارض دو استصحاب که یکی سبب دیگری است، استصحاب سببی بر استصحاب مسببی برتری دارد.

ب.تعارض دواستصحاب که سببی ومسببی نیستند،معمولاًمنجربه تساقط می گردند.

نکته ۹۹: درتعارض استصحاب با قاعده ید: دوفرض قابل بررسی است:

الف.قاعده‌ی ید اماره واستصحاب،اصل باشد: ید برتری دارد.

ب.قاعده‌ی ید اصل واستصحاب اماره باشد: استصحاب برتری دارد.

اکثراصولیون معتقدند قاعده‌ی یداماره است و لذا معمولاً گفته می شود ید براستصحاب برتری دارد .

نکته ۱۰۰: درتعارض استصحاب با قاعده‌ی صحت: قاعده‌ی صحت براستصحاب،مقدم است.

درتعارض استصحاب باقاعده‌ی فراغ: قاعده‌ی فراغ براستصحاب، مقدم است.

درتعارض استصحاب باقاعده‌ی تجاوز: قاعده‌ی تجاوز براستصحاب، مقدم است.

درتعارض استصحاب باظاهرحال: ظاهرحال بر استصحاب، مقدم است.

درتعارض استصحاب با اماره‌ی نسب: اماره‌ی نسب براستصحاب، مقدم است.

درتعارض استصحاب با قاعده‌ی قرعه: استصحاب برقاعده‌ی قرعه، مقدم است.

موفق باشید

محمد فرجی

مدیر موسسه طرح نوین اندیشه

  ۲۸ /۱۲ /۹۳



به کانال طرح نوین در تلگرام بپیوندید
نظرات کاربران

*حاصل جمع و تفریق اعداد روبه رو را وارد نمایید.9 + 5 ؟