تصویر ثابت

نفرات برتر
۹۳ سه شنبه ۲۶ اسفند

pdf

 

نکته ۷۱ :اقسام مقدمه: ۱٫مقدمه‌ی وجوب(مقدمه ای که چنانچه تحقق نیابد ذی المقدمه واجب نمی شود) ۲٫مقدمه‌ی وجود واجب(مقدمه‌ی واجب) (یعنی ذی المقدمه واجب است اما تازمانی که مقدمه تحقق نیابد قابل انجام نیست )۳٫مقدمه‌ی علم (مقدمه ای که بطور ۱۰۰% مارابه علم می رساند) ۴٫مقدمه‌ی صحت(مقدمه ای است که وقتی می آید ذی المقدمه صحیح می شود )۵٫مقدمه‌ی نفوذ(وقتی است که ذی المقدمه غیرنافذ است و با مقدمه نافذ می شود) ۶٫مقدمه‌ی شرعی(مقدمه ای که شرع آنرا به وجود آورده و برای ذی المقدمه لازم دانسته است )۷٫مقدمه‌ی عقلی ۸٫مقدمه‌ی عادی(مقدمه ای که مردم عادتاً انجام می دهند و شرع و عقل آنرا بیان نکرده است) ۹٫مقدمه‌ی قانونی(مقدمه ای است که قانون آن را بوجود آورده است) .

نکته ۷۲: به عقیده‌ی اصولیون مقدمه‌ی واجب، واجب است .یعنی چنانچه ذی المقدمه واجب باشد، مقدمه اش نیز واجب است.

نکته ۷۳: اذن در شیء، اذن در لوازم آن است.

جوهر: چیزی است که وجودش مستقل است.

عرض: چیزی است که وجود مستقل ندارد.

انواع عرض:۱٫مفارق(عرضی است که گاهی با معروض است و گاهی بدون معروض است) ۲٫لازم (عرضی است که همیشه با معروض است همیشه وابسته به معروض است ).

اقسام لازم: ۱٫غیربین ۲٫بین به معنای اعم ۳٫بین به معنای اخص.

نتیجه‌ی قاعده اذن در شیء آن است که تعهد به چیزی مستلزم تعهد به لوازم آن است.

نکته ۷۴: قاعده‌ی استصلاح (مصالح مرسله ): چنانچه در هرمسأله ای که هیچ نصی درمورد آن ازجانب شارع نرسیده و مثل و مانندی در احکام شرعی نداشته باشد،مجتهد بر اساس مصلحت اندیشی حکم به رأی می دهد و این حکم برمبنای قاعده‌ی عامی باشد که درشریعت موجود می باشد .پس هرگاه احکام فقهی را مبتنی بدانیم بر مصالح مرسله به آن مصلحت اندیشی یا استصلاح می گویند. شیعیان معتقد به بطلان قاعده‌ی استصلاح هستند.

 

نکته ۷۵: استحسانصرف نظرکردن از قیاس یا قاعده‌ی کلی یا دلیل دیگر و به ملاحظه مصلحتی خاص حکمی مخالف برای مسأله ای پیدا کردن.

اقسام استحسان:۱٫قیاسی( چنانچه قیاس جلی را ترک کرده وقیاس خفی را به کار بندیم این استحسان قیاسی است.)

۲٫ضرورت.( عدول ازحکم قیاس به واسطه‌ی ضرورتی که آنرا ایجاب می کند استحسان ضرورت است.)

شیعیان معتقدبه بطلان قاعده‌ی استحسان هستند.

نکته ۷۶: قاعده‌ی سد ذرایع: چنانچه اعمال مباح و حلال به وسیله‌ی اعمال حرام انجام گیرد، باطل و حرام خواهد بود.

فتح ذرایع: بازکردن راههایی که انسان را به انجام واجبات و ترک محرمات می رساند واجب است.

نکته ۷۷: عرف: آداب و رسوم مورد قبول اکثریت مردم یک جامعه در گفتار و کردار است.

عناصرعرف: ۱٫عنصر تکرار وعدم وجود تلازم عقلی ۲٫رواج عرف در میان بیشتر مردم ۳٫مربوط بودن به گفتار و رفتار مردم.

موارد حجیت عرف: ۱٫تشخیص موضوعات ۲٫ تفسیراراده‌ی متعاملین درعقد.

اقسام عرف: ۱٫عام و خاص ۲٫قولی وعملی ۳٫مطرد و غایب و مشترک ۴٫عرف مقارن و غیرمقارن ۵٫عرف دقیق و مسامحی ۶٫عرف صحیح و فاسد.

عرف عام: عرفی است که همه‌ی مردم یا اکثریت قریب به اتفاق آنان در آن مشترکند.

عرف خاص: عرفی است که از گروه خاصی از مردم پدیدار شده و شامل عرفهای متشرعه،مکانی و زمانی و صنفی است.

:عرف قولی: عرفی است که از شیوع استعمال لفظ درمعنای معین به وجود آمده است که خود به دو دسته عام و خاص تقسیم می شود.

عرف قولی عام: همان فهم عرفی و متفاهم عرفی است که در باب استعمال الفاظ درمعانی معینه به وجود آمده است.

عرف قولی خاص: شامل حقیقت شرعیه و نیزحقیقت متشرعه می شود.

عرف عملی: روشی است که در بخشی از اعمال مردم تحقق پذیرد و ناشی از عامل طبیعی نباشد.

عرف مطرد: عرفی است که کلی و شامل باشد یعنی نسبت به همه‌ی کسانی که در قلمرو آن قرار دارند عمومیت داشته باشد به نحوی که در تمامی این بلاد یا اقالیم معین عموم مردم به آن وقوف داشته باشند.

عرف غالب: عرفی است که در اکثراعمال و وقایع جاری مورد مراعات واقع شود.

عرف مشترک: عرفی است که عمل به آن و ترک آن در بین مردم مساوی است و از این جهت به آن عرف مساوی هم می گویند.

عرف مقارن: عرفی است که مقارن با پیدایش چیز دیگری موجود باشد و بر دو گونه است:

الف.عرفی که مقارن با ظهور اسلام و تشریح احکام وجود داشته است.

ب.عرفی که مقارن با انعقاد معاملات و عقود، وصایا اقرار و مانند اینها باشد.

عرف غیرمقارن: عرفی است که تحقق آن متأخر از پدیدآمدن چیزی باشد و بر دو قسم است:

الف.عرف حادث ب.عرف متأخر

عرف غیرمقارن حادث: عرفی است که پس از ظهور اسلام و تشریح احکام بوجود آمده باشد.

عرف غیرمقارن متأخر:عرفی است که بعد از اتمام عقد در معاملات یا بعد از اعتراف در باب اقرار یابعد از وصیت در باب وصایا و مانند اینها به وجود آمده باشد.

عرف دقیق:عرفی است که ناشی از دقت و تحقیق باشد.

عرفی مسامحی: عرفی است که ازتسامح و بی دقتی سرچشمه گرفته و همراه با تخمین و تقریب است.

عرف صحیح: عرفی است که بر خلاف موازین شرعی نباشد.

عرف فاسد: عرفی است که مخالف موازین شرعی از قبیل نص یا ظاهر یا کتاب و سنت باشد.

نکته ۷۸: عادت: چیزی است که بدون ملازمه‌ی عقلی ثابت می شود.

دلیل: هرچیزی است که مجهول را معلوم سازد و به معنای اخص چیزی است که به لحاظ کشف ازواقع مثبت حکم تکلیفی و کلی باشد و به طور قطع و واقعا ًکاشف حکم تکلیفی وکلی می باشد.

اماره: چیزی است که به صورت ظنی و با توجه به ظاهر امر حکمی را ثابت می کند.

اصل: چیزی است که برای اقرار رفع تحیرمی کند و به ویژه در زمانی که در خصوص امری شک داریم کاربرد خواهد داشت.

 

نکته ۷۹: تفاوتهای اماره و دلیل:

۱٫دلیل در معنای اخص حکم و دلیل قطعی است اما اماره دلیل ظنی است.

۲٫دلیل به طور قطعی کاشف از واقع است اما اماره به طور ظنی کاشف از واقع است.

۳ .دلیل مثبت احکام تکلیفی است اما اماره مثبت موضوعات و احکام وضعی است.

شباهتهای اماره و دلیل: هر دو به لحاظ کشف از واقع، حجیت دارند.

نکته ۸۰: مقایسه اماره و دلیل با اصل:

الف.دلیل و اماره کاشف از واقع هستند ولی اصل مطلقاً جنبه‌ی کشف از واقع ندارد و فقط برای رفع بلاتکلیفی استفاده می شود.

ب.دلیل و اماره را دلیل اجتهادی می گویند ولی اصل را دلیل فقاهتی می گویند.

ج.دلیل واماره بر اصل برتری دارند و در تعارض اماره و دلیل بااصل، دلیل و اماره مقدم اند.

د.عمل به دلیل درصورت وجود الزامی است،به کار بستن اماره نیز نیازی به فحص ندارد و اماره حجت است مگر اینکه دلیل قطعی یا اماره ا‌ی قوی تر برخلاف آن وجود داشته باشد اما عمل به اصل زمانی جایز است که قبلاً برای یافتن دلیل فحص و جستجو شده باشد و دلیلی و اماره ای پیدا نشده است.

ن.اماره و دلیل مثبت آثار لوازم عقلی و عادی خود هستند اما اصل مثبت آثار و لوازم عقلی و عادی خود نیست.

و.دلیل مفید قطع یا ظن است و اماره غالباً مفید ظن است درحالیکه اصل مفید قطع یا ظن نیست.

موفق باشید

محمد فرجی

مدیر موسسه طرح نوین اندیشه

۲۶ /۱۲ /۹۳



به کانال طرح نوین در تلگرام بپیوندید
نظرات کاربران

*حاصل جمع و تفریق اعداد روبه رو را وارد نمایید.5 + 2 ؟