تصویر ثابت

نفرات برتر
آخرين بروزرساني :۲۶ اسفند ۹۳ ساعت ۰۹:۱۷
۹۳ دوشنبه ۲۵ اسفند

 pdf

نکته ۶۱: مقدمات حکمت: شرایطی است که موجب ایجاد لفظ مطلق می گردد و به شرح زیر است:
الف.امکان اطلاق و تقیید: لفظی مطلق است که بتواند قیدی را بگیرد.
ب.نبودن قرینه مبنی برقید: برای اینکه لفظی مطلق باشد نباید قرینه مبنی بر قید داشته باشد.
ج.در مقام بیان بودن متکلم: اگرمتکلم درمقام بیان نباشد، لفظ مطلق نیست.
د.نبودن قدر متیقن درمقام مخاطب:وجود قدر متیقن در حکم وجود قرینه لفظ بر تقیید می باشد.
ن.نبودن انصراف: انصراف ذهن از لفظ به برخی از مصادیق لفظ یا برخی از اصناف آن مانع از تمسک به اطلاق می شود.
نکته ۶۲: مبیَّن: کلامی که مجمل نباشد یا اجمال آن برطرف شده باشد.
مجمل: کلامی است که معنای آن معین نبوده و مردّد میان دو یا چند احتمال باشد.
مبیّن در مقابل مجمل است و دو گونه است:
الف.مبیّنی که از ابتدا مبین بوده است ( نص و ظاهر).
ب.مبیّنی که از ابتدا مبیّن نبوده و اجمالش برطرف شده است.

نکته ۶۳: به عقیده‌ی اصولیون و فقهای شیعه ادله‌ی استنباط احکام اسلامی چهار مورد است:
الف.قرآن (قرآن مهمترین دلیل احکام از نظر اصولیون است. درعلم اصول به قرآن،کتاب نیز گفته می شود. قرآن قطعی الصدور است و به حدتواتر رسیده است.قرآن ظنی الدلاله است ،یعنی تمام آیات قرآن روشن نیست.)
ب.سنت ( قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) می باشد.مهمترین دلیل حجیت سنت، قرآن است. اصطلاحاً به نقل سنت، خبر می گویند.خبر دو قسم است:۱: خبرمتواتر(خبری است که به دلیل تعدد ناقلین و روات آن به حدی گسترده است که احتمال خلاف آن نمی رود.) ۲: خبرواحد(خبری است که متواتر نبوده و تعداد رواتش به حد تواتر نرسد) ).
ج.اجماع( اجماع از نظر شیعه، عام است و از نظر اهل سنت، خاص است.اجماع ازنظر شیعه دو مورد است:۱٫اتفاق همه ۲٫اتفاق اکثر.)
د.عقل(دلیل عقلی، عبارت است از ادراک عقلی که زمینه ساز حکم شرعی باشد.کل حکم به الشرع حکم به العقل وکل حکم به العقل حکم به الشرع.)
نکته ۶۴: خبر متواتر به سه شکل است:۱: متواترلفظی(خبری است که الفاظ آن بدون هیچ تغییر و اختلافی به اسناد متعدد که مفید قطع و یقین باشد به معصوم برسد.)۲: متواترمعنوی(خبری که با الفاظ متفاوت به نحو متواتر نقل شده ولی همه‌ی آنها مفید یک معنا باشند.) ۳: متواتراجمالی(خبری که از دلالت التزامی مجموع اخبار و حکایات مختلف راجع به یک موضوع، نتیجه گیری می شود.).
خبر واحد دو گونه است:۱) مستفیض: خبری است که مفید قطع نیست و سلسله رواتش از سه نفر بیشتراست.
۲) غیرمستفیض:خبری است که مفید قطع نیست و سلسله رواتش از سه نفرکمتراست.
خبرمتواتر، مفید قطع است و حجت است و خبر واحد، مفید ظن است.
نکته ۶۵: شرایط راویان خبر: ۱٫بلوغ ۲٫عقل ۳٫اسلام ۴٫ایمان ۵٫توثیق ۶٫عدالت ۷٫ضبط
اقسام خبرواحد برحسب شرایط راوی: ۱٫صحیح(خبری است که روات آن تمامی شرایط را دارا هستند و توثیق هم شده اند.)۲٫حسن(خبری است که روات آن شیعه‌ی دوازده امامی هستند ولی بعضی ازآنها توثیق شد ه اند.) ۳٫موثق یا قوی(خبری است که بعضی ازروات آن شیعه‌ی دوازده امامی نیستند ولی توثیق نشده اند.)۴٫ضعیف(خبری است که تمامی روات یا بعضی ازآنها تمام یا قسمتی ازشرایط راندارند .خبرضعیف حجت نیست مگراینکه مشهورباشد که به آن مقبول می گویند.)
نکته ۶۶: نحوه‌ی کشف اجماع:۱٫اتفاق امت ۲٫قاعده‌ی وجوب لطف ۳٫استنتاج یا حدس
اقسام اجماع براساس چگونگی کاشفیت:۱٫سکوتی(چنانچه درموردی خاص هیچ یک از فقها رأی مخالف نداده باشند درآن مورد اجماع سکوتی وجود دارد).۲٫دخولی یاتضمنی( ۳ اگرفقهای شیعه همگی برحکمی اتفاق نظر داشته باشند امام معصوم (ع) در میان فقها حاضر شده و رأی خود را به صورت مجتهدی مجهول الهویه صادر می کند)۳٫لطفی(قاعده‌ی لطف موجب ایجاد حصول اجماع است.)۴٫حدسی یا استنتاجی(چنانچه علمای دین بر مسأله ای اتفاق نظر داشته باشند می توان گفت امام معصوم(ع) آن گونه می اندیشید.)
اقسام اجماع براساس روش تحصیل: ۱٫اجماع محصل(چنانچه مجتهدی با بررسی آراء رفتاری فقها اتفاق نظر آنان را دریابد اجماع وی محصل است).۲٫اجماع منقول(چنانچه مجتهدی از اجماعی که برای مجتهدی دیگرحاصل شده نقل قول نماید ایجاد اجماع منقول است).
اجماع منقول خودبردو نوع است:۱ .منقول متواتر(آن است که تعداد ناقلین آن زیاد بوده به حد تواتر رسیده باشد و مفید حجت است.)۲٫منقول واحد(آن است که تعداد ناقلین آن زیاد نیست و به حد تواتر نرسیده باشد و مفید ظن است)
انواع اجماع ازمنظرارزش اثباتی:۱٫اجماع مدرکی( چنانچه فقها از کتاب و سنت دلیل برای اثبات حکم برای مسأله ای کسب کنند )۲٫اجماع غیرمدرکی(چنانچه دلیل مدرکی برای اثبات اجماع وجود نداشته باشد).
نکته ۶۶: قیاس نوع دیگری از ادله‌ی استنباط اسلامی است.قیاس دراصول فقه همان تمثیل در علم منطق به معنای رسیدن از جزیی به جزیی دیگراست.
ارکان قیاس:۱٫اصل یا مقیس علیه ۲٫حکم اصل ۳٫فرع یا مقیس ۴٫علت حکم اصل ۵٫حکم فرع
شرایط قیاس:
الف.حکم اصل، حکم شرعی فرعی باشد اعم ازاینکه حکم تکلیفی یا حکم وضعی باشد.
ب.حکم اصل ، باید با دلیل قرآن و سنت ثابت شده باشد نه با قیاس دیگر.
ج.حکم اصل، نباید خاص یا مستثنا باشد زیرا در اینصورت نمی تواند موضوع حکمی دیگرقرار گیرد.
نکته ۶۷: اقسام قیاس: ۱٫منصوص العله(قیاسی که علت حکم به صورت نص در حکم ذکر شده است و حجیت این قیاس به این دلیل است که در صورت تصریح شارع به علت حکم در موردی قضیه از صورت قیاس شرعی و تمثیل منطقی خارج و به شکل قیاس منطقی در می آید و یک برهان اصولی می باشد.)۲٫مستنبط العله(قیاسی است که علت حکم صریحاً در کلام نیامده و ظناً از کلام استنباط شود و عقل آن را درک و براساس آن حکم را به مقیس تسری دهد و این قلم از قیاس را شیعیان حجت نمی دانند.)۳٫قیاس جلی(علت حکم در فرع قوی تر از اصل است.)۴٫قیاس خفی(قیاسی است که به طور قطع ندانیم که جهت افتراق نوع و اصل تأثیری در حکم ندارد بلکه ظن بر عدم تأثیر آن داریم و در حجیت این قیاس اختلاف است.).
نکته ۶۸ :تنقیح مناط: به معنای تعیین علت می باشد به صورتی که به طور حتم آگاه باشیم که وصف معینی علت حکم است و سایر اوصاف در پیدایش آن دخالتی ندارد.تنقیح مناط، قطعاً حجت است.
اتحاد طریق: چنانچه نصی درباره حکم داشته باشیم که علت حکم از آن نص استفاده شود و بخواهیم در مسأله‌ی دیگری که حکمش مسکوت است همان علت را ثابت کنیم.
تخریج مناط:استنباط حکم را تخریج مناط گویند.بدین معنا که حکمی معلوم باشد ولی علت آن بیان نشده و با خیال و توجه به مناسبت بین حکم و وصف علت و مناط حکم دیگری را استنباط کنیم.تخریج مناط، حجت نمی باشد.
تحقیق مناط: هرگاه علت حکم مشخص باشد و برای فهمیدن وجود یا عدم وجود آن علت در موردی خاص به تحقیق بپردازیم به آن تحقیق مناط گویند.
وحدت ملاک: همان تخریج مناط است و یک نوع قیاس مستنبط العله می باشد ولی اگر علت حکم مطرح باشد در این صورت وحدت ملاک اصطلاحی است مترادف با واژه‌ی اتحاد طریق که از نوع قیاس منصوص العله می باشد.
نکته ۶۹: تقسیمات دلیل عقلی (دسته اول):۱٫حکم واقعی(حکمی است که عقل بتواند حسن و قبح امور را دریابد و در نتیجه درک کامل و روشن امور حاصل می شود.) ۲٫حکم ظاهری(حکمی است که عقل با وجود عدم علم به فلسفه و چیستی مسأله با توجه به ظاهر امر برای انجام مسأله به کار می برد.)
تقسیمات دلیل عقلی(دسته دوم):۱٫حکم مبتنی برحسن و قبح عقلی(گاهی احکام عقلی مبتنی بر قاعده‌ی تحسین و تقبیح عقلی هستند مانندآنکه عقل حکم می کند که در برابر کمک و احسان دیگران تشکر کنیم.)۲٫حکم مبتنی برمنطق(گاهی احکام عقلی مبتنی برتحسین وتقبیح عقلی نیست مانند آنکه عقل حکم می کند برای یافتن معلول باید علت را یافت که در این حکم اثری از بحث خوبی و زشتی امور نمی باشد.)
تقسیمات دلیل عقلی (دسته سوم): ۱٫مستقلات عقلی(ادراکات مستقلی است بدون توجه به خطاب شارع مانند آنکه عقل حکم می کند مال امانی باید به صاحبش مسترد شود یا ظلم به حکم عقل ناپسندیده است.)۲٫استلزامات عقلی(گاهی دستور شارع ملازمه با مقدمه خواستن امر دیگری است که در حکم نیامده است و انجام حکم شارع مستلزم انجام آن مقدمه می باشد و حکم عقل به انجام آن مقدمه است.)
نکته ۷۰: بحث مقدمه‌ی واجب یکی از مهمترین مباحث عقل می باشد.درتعریف بحث مقدمه‌ی واجب، به طورکلی بیان دوموضوع قطعی است:۱٫مقدمه( چیزی است که چنانچه تحقق یابد ذی المقدمه را همراه دارد ولی اگر تحقق نیابد ذی المقدمه نیز موجود نخواهد بود.)۲٫ذی المقدمه .

موفق باشید
محمد فرجی
مدیر موسسه طرح نوین اندیشه
۲۵ /۱۲ /۹۳



به کانال طرح نوین در تلگرام بپیوندید
نظرات کاربران

*حاصل جمع و تفریق اعداد روبه رو را وارد نمایید.10 + 5 ؟