تصویر ثابت

نفرات برتر
آخرين بروزرساني :۲۶ اسفند ۹۳ ساعت ۰۸:۵۶
۹۳ شنبه ۲۳ اسفند

 

 

نکته ۴۱: احکام پنجگانه وجوب جزء احکام تکلیفی هستند و خارج از آن هر حکمی جزء احکام وضعی است. اقسام واجب:

واجب عینی( واجبی که تعلق به همه‌ی مکلفین دارد) ، واجب کفایی( واجبی که مطلوب درآن، تحقق فعل است ازجانب هرمکلفی که باشد) ، واجب اصلی (واجبی که مقصود اصلی بیان وجوب همان چیز باشد) ، واجب تبعی(واجبی که وجوبش در دلیل نیامده و به کمک عقل استنباط می شود) ، واجب توصلی( واجبی که انجام آن نیازمند قصد قربت نیست) ، واجب تعبدی( واجبی که انجام آن نیازمند قصد قربت است.) ، واجب موقت( واجبی که دارای وقت و زمان معین است که خود بر دو قسم است یا زمان آن موسع می باشد و یا زمان مضیّق است.) واجب غیرموقت( واجبی که دارای وقت و زمان مشخص نیست که خود بر دو قسم است یا فوری است یا غیر فوری.) واجب تعیینی: واجبی است که در عرض آن واجب دیگری به عنوان بدیل وجود ندارد.واجب تخییری( واجبی است که در عرض آن بدیل وجود دارد.)،واجب مشروط( واجبی که وجوبش متوقف برچیزی است )،واجب غیری( وجوبی که امتثالش برای انجام کار غیری باشد نه برای خودش )،واجب مطلق( واجبی که وجوبش متوقف برچیزی نیست )،واجب نفسی( واجبی که به خودی خود مطلوب است ) ،واجب مشروط(واجبی که وجوبش متوقف برچیزی است ) ،واجب معلق( واجبی که وجودش متوقف بر امری است )،واجب منجز( واجبی که وجوبش متوقف بر امری نیست ) .

 

نکته ۴۲: نهی می تواند درقالب ماده‌ی نهی، صیغه‌ی نهی و جمله‌ی خبری نمود پیدا کند.جهت امتثال حکم نهی، چه ترک نهی به واسطه‌ی ترک فعل باشد و چه کف نفس در هرحال، نهی امتثال گردیده و به طورکلی کف نفس درامتثال لازم نیست، صرف ترک فعل کفایت می کند.

 

نکته ۴۳: نهی در معاملات از دو منظر قابل بررسی است:

الف.چنانچه نهی به خودمعامله (سبب) تعلق گیرد، مفسد نیست.

ب.چنانچه نهی براثرمعامله (مسبب) تعلق گیرد، مفسد است.

نکته ۴۴: منطوق(معنایی که به صورت مستقیم ازجمله برداشت می شود و موضوع آن درجمله ذکرشده است.)و مفهوم(معنایی که به صورت غیرمستقیم از جمله برداشت می شود و موضوع آن درجمله ذکرنشده است.)،ازمباحث پایه ای مربوط به بحث الفاظ می باشد.

نکته ۴۵: هرکلامی منطوق دارد ولی می تواند مفهوم داشته باشد و می تواند مفهوم نداشته باشد. اقسام دلالت لفظ برمعنا:

الف.دلالت مطابقی: دلالت لفظ بر کل معنا .

ب.دلالت تضمنی: دلالت لفظ برجزء معنا.

ج.دلالت التزامی: دلالت لفظ برخارج معنا.

نکته ۴۶: منطوق خود بر دو قسم است:

الف.منطوق صریح: دلالت مطابقی وتضمنی .

ب.منطوق غیرصریح: دلالت التزامی که خودبرسه قسم است: دلالت اقتضاء( صحت جمله مستلزم درتقدیرگرفتن کلامی است ) ، دلالت تنبیه و ایماء(دلالتی است که درآن قیدمذکور در کلام علت حکم است)، دلالت اشاره(دلالتی است که درآن ازکلام حکم جدیدی استخراج می شود که معمولاً مقصود گوینده نیست ولی نتیجه‌ی کلامش همان حکم جدید است.)

نکته ۴۷: اقسام مفهوم: ۱:موافق ۲: مخالف.

مفهوم موافق: مفهومی است که با منطوق موافق است.

مفهوم موافق خودبر دوقسم است:۱: مساوی ۲: اولویت.

مفهوم موافق مساوی (قیاس مساوات): مفهومی که از نظرشدت و ضعف با منطوق مساوی است.

مفهوم موافق اولویت (قیاس اولویت ): مفهومی که از نظر علت در مفهوم قویتر از منطوق است.

انواع مفهوم مخالف: الف.شرط(جمله شرطیه از دو منظر قابل بررسی است: یک منظر آن است که جمله شرطیه برای بیان موضوع حکم باشد ، منظر دیگر از جمله‌ی شرطیه همان ترکیب اصلی جمله شرطیه است) ب.وصف(مقصود از وصف معنایی اعم از نعت و غیرنعت است و شامل حال و تمییز و امثال آنها از اموری که می توانند قید موضوع تکلیف باشند می شود که خود بر دونوع است:۱: احترازی ۲:توضیحی) ج.غایت(غایت لفظی از انتهای حکم را با توجه به مصادیق آن مشخص می کند.) د.حصر(مفهومی است که انحصار درمصداق، حکم را برای آن مصادیق قطعی و حجت می سازد و دارای ادات حصر مثل فقط،تنها و امثالهم می باشد) ن.لقب(مقصود از لقب هر اسمی است که موضوع حکم قرارگیرد) و.عدد(انتفاء حکم به یک عدد خاص را مفهوم مخالف عدد می گویند.)

نکته ۴۸:از نظر برخی اصولیون، غایت داخل درمغیا است و از نظر برخی دیگر غایت داخل درمغیا نیست.مغیا، منطوقی است که غایت دارد.از نظرکنکوری اینکه غایت داخل درمغیا است بستگی به قراین و اوضاع واحوال دارد ولی چنانچه شرایط فوق الذکر موجود نبود حکم نسبت به غایت مجمل است و راه برای اجرای اصول عملیه فراهم می باشد.

از نظر اصولیون و درکنکور مفهوم حصرحجت است یابه عبارتی مفهوم حصر، مفهوم مخالف دارد.

ازنظراصولیون و کنکوری لقب مفهوم مخالف ندارد یا به عبارتی مفهوم لقب، حجت نیست.

ازنظر اصولیون عدد مفهوم ندارد مگر درجایی که قرینه وجودداشته باشد .

نکته ۴۹: عام و خاص از مباحث مهم اصولی هستند.

عام: لفظی است که معنای آن شامل همه‌ی مصادیقی که حکم عام درآن تثبیت شده ، می شود.

خاص: لفظی است که معنای آن شامل بعضی مصادیقی است که حکم عام در آن تثبیت شده است.

تخصیص: اخراج بعضی از شمول حکم عام است.

تخصص: خود لفظ از ابتدا أمر شامل فردی که مشمول حکم نیست نشود.

نکته ۵۰: اقسام عام: ۱: عام افرادی یا استغراقی(حکمی که به عام تعلق می گیرد شامل تک تک افراد بشود و در نتیجه هر فرد به تنهایی موضوع حکم باشد و هرحکم که متعلق به فردی از موضوع است عصیان خاص خود را داشته باشد( . ۲: عام مجموعی(حکم برای مجموع با همان اصول مجموعی ثابت باشد و در نتیجه خود مجموع به عنوان موضوع واحدی تلقی می شود.)۳: عام بدلی(حکم برای یکی از افراد به صورت علی البدل ثابت باشد .پس به گونه ای است که منظور یک فرد غیر معین از همه‌ی افراد عام است.)

                                                                                                                     موفق باشید

                                                                                         محمد فرجی

مدیر موسسه طرح نوین اندیشه

                                                                       ۲۳ /۱۲ /۹۳



به کانال طرح نوین در تلگرام بپیوندید
نظرات کاربران

*حاصل جمع و تفریق اعداد روبه رو را وارد نمایید.5 + 4 ؟